{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🔸 در ماه رمضان چند جوان، پیر مردی را دیدند که دور از چشم

🔸 در ماه رمضان چند جوان، پیر مردی را دیدند که دور از چشم مردم، غذا میخورد.
به او گفتند: ای پیرمرد مگر روزه نیستی؟
پیرمرد گفت: چرا روزه‌ام، فقط آب و غذا میخورم.
جوانان خندیدند و گفتند: واقعا؟

🔹 پیرمرد گفت:
بله، دروغ نمیگویم، به کسی بد نگاه نمیکنم، کسی را مسخره نمیکنم، با کسی با دشنام سخن نمیگویم، کسی را آزرده نمیکنم، چشم به مال کسی ندارم و...
ولی چون بیماری خاصی دارم متأسفانه نمیتوانم معده را هم روزه دارش کنم.

🔸 بعد پیرمرد به جوانان گفت: آیا شما هم روزه هستید؟
یکی از جوانان در حالی که سرش را از خجالت پایین انداخته بود، به آرامی گفت: خیر ما فقط غذا نمیخوریم !!!
#پندانه

@Masaf
دیدگاه ها (۱)

حکایتدر ماه رمضان چند جوان، پیر مردی را دیدند که دور از چشم ...

در ماه رمضان چند جوان، پیر مردی را دیدند که دور از چشم مردم ...

تلنگر در ماه رمضان چند جوان، پیر مردی را دیدند که دور از چشم...

در ماه رمضان چند جوان ، پیر مردی را دیدند که دور از چشم مردم...

#داستان_امشب...در ماه رمضان چند جوان، پیر مردی را دیدند که د...

در ماه رمضان چند جوان، پیر مردی را دیدند که دور از چشم مردم،...

در ماه رمضان چند جوان، پیر مردی را دیدند که دور از چشم مردم،...

در ماه رمضان چند جوان، پیر مردی را دیدند که دور از چشم مردم،...

در #ماه_رمضان چند جوان، پیر مردی را دیدند که دور از چشم مردم...

در ماه رمضان چند جوان، پیر مردی را دیدند که دور از چشم مردم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط