{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطره یک استاد دانشگاه شریف

خاطره یک استاد دانشگاه شریف
یک بار داشتم برگه هارو تصحیح میکردم.یکی از برگه ها نام نداشت؛با خودم گفتم بعید است که بیش ازیک برگه نام نداشته باشد وازروی لیست دانشجویان صاحبش را پیدا میکنم.
تصحیح کردم و 17/5 گرفت.احساس کردم زیاداست؛کمتر پیش می آید کسی ازمن این نمره رابگیرد.دوباره تصحیح کردم 15 گرفت.برگه ها تمام شد؛با لیست دانشجویان تطابق دادم اما هیچ دانشجویی نمانده بود.
تازه فهمیدم "کلید" آزمون راکه خودم نوشته بودم تصحیح کردم

نکته :
١.اغلب ما نسبت به دیگران سخت گیرتریم تا خودمون.
2.بعضی وقتا اگه خودمون رو تصحیح کنیم می بینیم به اون خوبی ک فکرمیکنیم نیستیم





کوردان مانا
(میدیا)
دیدگاه ها (۴)

ای مهربان تر از برگ، در بوسه های باران بیداری ستاره، در چشم ...

چه حس قشنگیه وقتی می شی مَحرمِ دل یکییکی که بهش اعتماد داری ...

از روانشناسی پرسیدند: بهترین الگو برای پیروی چیست؟گفت: کودکا...

چگونگی ساخت کانال سویز بدست مهندسان ایرانیپیشینه عمیق و کهن ...

خاطره یک استاد دانشگاه شریفیک بار داشتم برگه هارو تصحیح میکر...

خاطره یک استاد دانشگاه شریفیک بار داشتم برگه هارو تصحیح میکر...

این خاطره از یکی از اساتید قدیمی دانشکده متالورژی دانشگاه صن...

این خاطره از دانشکده متالورژی دانشگاه صنعتی شریف نقل شده است...

این خاطره از دانشکده متالورژی دانشگاه صنعتی شریف نقل شده است...

این خاطره از یکی از اساتید قدیمی دانشکده متالورژی دانشگاه صن...

یک استاد دانشگاه می‌گفت: یک بار داشتم برگه‌های امتحان را تصح...

یک استاد دانشگاه می‌گفت: یک بار داشتم برگه‌های امتحان را تصح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط