داستان کوتاه کوکوی

از زبان تهیونگ
اگه لب اون رو لب کس دیگه ای میدیدم اون شروعی برای مرگ احساساتم بود.........





میدونم چرت بود ولی به بزرگیه خودتون ببخشید
#تهیونگ
#جونگکوک
#vk
#jk
#v
#kookv
دیدگاه ها (۱)

پارت ششمحدود چند مین بعد ویو تهیونگ: همین طوری به در آوردی ک...

رمان جدید

گل خونی پارت 43(خطر اسمات)تهیونگ شروع کرد به بوسیدن جونگکوک ...

سلام به همه خواستم در باره یه موضوعی ازتون سوال کنم قبل از ا...

#pain#P¹¹¹#Season²_ کجا داری میری، برسونمت. + جایی نمیرم اگر...

𝗍𝗁𝗈ִ𝗎𝗀𖫲𝗁ƭֹ𝗌, 𝗌ꩌ𝗈 𝖻𝖾𝖺‌ꥉᜳ𝗎𝗍ι‌ꥇꩌ𝖿𝗎‌𝗅‌  ֹ🦉 ຼꨶِ‌         ‌    ‌ ...

My dadyپارت⑦ که یهو یادم اومد بابا امشب قراره بره بار برای ق...

legacy of ashes

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟎جونگکوک چند ثانیه به اِریا خیره موند.ـ...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط