#طرح

#طرح
#جدید
پرواز پروانه را نه جای حسرت است
آرزو دارم که دیگر حسرت "پروانه"ای
زان دل پر مهر تو ناید، تو یک فرزانه ای

یک شبی بالی بزد پروانه از بهر گلی
تا شبی دیگر نمانداز او پر و کاشانه ای

او که در راه وصال گل ز نور شعله ای
صادقانه بالهایش سوخت، شد افسانه ای

دام گل جادو کند پروانه را با روی خود
یا که بویش می کشد او را به شوق لانه ای

قامت گل، بوی گل، رنگین جمال روی گل
یاد و هوش از او ربود و شد زگل، دیوانه ای

مونس "پروانه" شمعی و نباشد دیگری
هر گلی را برگزید آنهم بشد بیگانه ای
دیدگاه ها (۵)

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

دوست دارم همچو قویی ساکت و زیبا بمیرمیا میان موج دریا یا شبی...

از پروانه خواستم, راز سخن گفتن با گلها را برايم بگويد. پاسخ ...

مرگ زیبادوست دارم همچو قویی ساکت و زیبا بمیرمیا میان موج دری...

مرگ زیبادوست دارم همچو قویی ساکت و زیبا بمیرمیا میان موج دری...

سود گرت هست گرانی مکن خیره سری با دل و جانی مکنآن گل صحرا به...

از پروانه خواستم, راز سخن گفتن با گلها را برایم بگوید.پاسخ د...

خانه اي خواهم ساختآسمانش آبيباز باشد همه پنجره هايش به پذيرا...

عشق پروانه نحیفی است که می نشیند روی انگشتت، زیبا و ترد و کو...

ای عزیز ترین مونس و ای ناز ترین همدمتورا در لحظه لحظه های عم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط