{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ســــلامتی فهم و شعــــــور

ســــلامتی فهم و شعــــــور
اون بچه ای که
وقتـــــــی بارون مــــــیومد ،،
سرشو بالا کرد و گفت : خــــــــُدایا دنــــــیایـــــیه ک خـــــودت ساختـــــی
گریه چرا؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

باز باران با ترانهگریه هایم بی بهانهمی خورد بر سقف قلبمباورت...

دلتنگ که میشویگوش ها منتظر شنیدن صدا هستندو چشم ها بی قرار د...

me...

❤❤❤

پارت ۱ساعت ۱۲ و ۴۵ دقیقه شب_نویسنده "کارن":ساعت نزدیک به ۱ ش...

ابلیس

سناریو:وقتی بچه بودی عاشقش بودی،ولی اون ازت متنفر بود.ولی ال...

رمان تو خود منی

رمان دخت من

رمان دخت من

رمان تو خود منی

Part ²⁴کوک ویواز چشمم دور نموند یعنی چی گفت که ات حالش انقدر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط