{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ خواهرم قدر بدان❗ ️

‍ خواهرم قدر بدان❗ ️
چادرت ارثیه زهرا بود❗ ️
یادگاری که سر زینب بود
و همه
پدر و هر دوبرادر
همه حساس به آن چادر خاکی بودند.😔 😭
🍂 🍁 🍂
تا علی ضربت خورد😰
گفت زینب گل بابا💓
علی و آل علی
به فدای تو و این چادر تو💞
نگذاری که بیفتد به زمین😭 😭
🍂 🍁 🍂
تا حسن شد جگرش پاره به جامی از زهر😔 😱
گفت خواهر
به همان لحظه مادر
که زمین خورد قسم
چادر از دست نده😔
🍂 🍁 🍂
و گمانم که حسین
وسط معرکه کرب وبلا‼ ️😭
یک نگاهش به سوی لشکر دشمن
و نگاهی دگرش سمت همین چادر زینب بوده😭 😭 😭 😭
هر نگاهی که به خواهر می کرد
چادرش را می دید😔 😔 😔
فکر و ذکرش و خیالش
همه می شد راحت
🍂 🍁 🍂
به گمانم وسط آن گودال
نگران حرم و چادر زینب بوده😱 😭 😭
همه خون ها به فدای تو و آن چادر تو😭
زینبم تو حواست باشد.😳
🍂 🍁 🍂
اینک اما امروز‼ ️‼ ️
خواهرم❗ ️
از همان روز نخست
سنبل غیرت ما چادر مشکین تو بود💞
این همه خون جگر ها
این همه نیزه و سرها
همه رفتند که تو
بشوی چادری و زهرایی😭 😭 😭

وارث چادر زینب نکند خون به دل مهدی زهرا بکنی..😔

‎عشقــ❤ ️ـــ مذهبــ📿 ـــے
https://telegram.me/joinchat/BpVpXjxRbNOZKF4TjFlg6g
دیدگاه ها (۱)

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت چهاردهم: تاوانِ انتخابصدای پ...

دمون اسلیر فصل سه پارت یک ☆بعد ان نبرد خونی با رده پایین و ب...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁸مهم نیست که دیگران چی میگنواژها‌ و اندیشه ها ...

خواهرم قدر بدان❗ ️چادرت ارثیه زهرا بود❗ ️یادگاری که سر زینب ...

خواهرم قدر بدان❗ ️چادرت ارثیه زهرا بود❗ ️یادگاری که سر زینب ...

خواهرم قدر بدان❗ چادرت ارثیه زهرا بود❗ یادگاری که سر زینب بو...

خواهرم قدر بدانچادرت ارثیه زهرا بودیادگاری که سر زینب بودو ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط