❄ ❄ ❄

❄ ❄ ❄
ز شرمِ او نگاهم دست و پا گم کرد چون #طفلی

که چشمش وقت گل چیدن به چشم #باغبان افتد
.
#صائب_تبریزی
#چشمانش...👀
#عکس_از_خودم
دیدگاه ها (۱۰)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿سوخت تنهایی مرا ای بی وفا وقت است وقت...

اگر بخوام غیر از گرونی چیزی بگم که دلم رو گرم کنه از چشم‌های...

رمان اسیر خان پارت هفتم 7

[•] عــــمارت★عشقـــ[•] Part number 28"شاید..."+«یعنی امکان ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁵درحال بررسی بمب بودم که یهو صدای دوی...

Part "71"☆ویو هانا☆از شدت تعجب و حس تنفری که از حرف‌های ماری...

ترس در میان عشق پارت ¹عمارت بزرگ بزرگ جعون با چراغ هایی تزئی...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 13وقتی از تالار بیرون او...

تک پارتی _ آیین گوشت و سکوت

پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط