رزماری و گای زوج جوانی هستند که در جست و جوی آپارتمانی بر
رزماری و گای زوج جوانی هستند که در جست و جوی آپارتمانی برای زندگی بودند . در آخر آپارتمانی را می پسندند و آنجا را برای سکونت انتخاب می کنند . آپارتمان متعلق به پیرزنی بود که اکنون مرده است . دختری که به عنوان دخترخوانده در آپارتمان کناری و نزد خانواده کاستاوت زندگی می کند , روزی در رختشور خانه با رزماری آشنا می شود. او گردنبندی را که ظاهرا گردنبند اقبال بود به رزماری هدیه می کند و بعد از آنجا می رود . در ساعتی بعد تری ( دختر خوانده کاستاوت ) خودش را از پنجره آپارتمان بیرون می اندازد و جان به جان آفرین تسلیم می کند.
رزماری شخصیتی بسیار مثبت و اخلاق گرایی دارد و مدام به همه و مخصوصا همسرش مهربانی می کند و همیشه سعی در خوشحال کردن او دارد . همچنین رزماری عاشق مادر شدن است. به خاطر همین مهربان بودنش خانوده ی کاستاوت او و همسرش را به شام دعوت می کنند . سر میز شام صحبت از پاپ می شود و اینکه آنها افرادی تشریفاتی و فاسد هستند و نباید به آنها اعتماد کرد . رزماری عمیقا ناراحت می شود و وقتی از او می پرسند که " تو مذهبی هستی ؟" در پاسخ می گوید " بلاخره او پاپ است و نباید به پاپ توهین کرد " و می توان این برداشت را داشت که رزماری کاتولیک واقعا مذهبی است .
گای یک بازیگر سینماست که در چند فیلم تجربی و چندین فیلم تبلیغاتی بازی کرده است ولی درآمد چندانی ندارد و همچنین بازیگر مشهوری نیست.
در ادامه مشخص می شود که پیرزن و پیرمرد همسایه شیطان پرست هستند و از گای می خواهند که همسرش را در عوض پول و مقام و مال و ثروت معامله کند و او نیز این کار را انجام می دهد و در قبال اینها از او می خواهند در شبی که قرار است با همسرش همبستر شود به جای او شیطان به بالین رزماری برود و رزماری به جای گای از شیطان بچه دار شود .
در آخر رزماری باردار می شود و خانم کاستاوت از او می خواهد که نزد پزشک مورد نظر او برود .پزشک که خودش شیطان پرست بود از رزماری می خواهد که نه کتاب های مربوط به دوران بارداری را مطالعه کند و نه از داروهای بارداری استفاده کند .بلکه تنها از جوشانده های خانم کاستاوت استفاده نماید . با توجه به اتفاقاتی که پیش می آید رزماری متوجه خیانت همسرش , پزشک و همسایه ها می شود ولی هیچ راه گریزی ندارد . به این ترتیب کودک به دنیا می آید ولی به دروغ خبر مرگ کودک را به رزماری می دهند و در واقع کودک در خانه ی کاستاوت ها بود .رزماری متوجه می شود که بچه ی او , بچه ی شیطان است و با شنیدن صدای گریه ی کودک مجاب می شود که برای او پرستار باشد.
سئوالاتی در فیلم که پاسخ نداشت
رزماری انتخاب می شود که فرزند شیطان را به دنیا بیاورد . ولی چرا این کار را به عهده ی یک زن گناهکار و یا معمولی نیست بلکه این کار را باید رزماری پاک با سوابق مذهبی انجام دهد ؟
چرا جسمی پاک از زنی پاک برای فرزند شیطان که مظهر شر و بدی مطلق است انتخاب شود ؟
قرار گرفتن رزماری در میان افرادی که جادوگر هستند و سعی در فریب دادن او و همسرش دارند. چرا جادوگران مستقیما با خود رزماری موضوع را مطرح نکردند ؟
چرا بجه رزماری ؟ کودک از جنس شیطان بود . پس چرا نام فیلم بچه رزماری است و بچه ی شیطان نیست . آیا این نام بیان کننده ی آن است که تمام شیطان شر و بدی نیست بلکه بخشی از ذات شیطان پاک است و درونی همچون رزماری دارد ؟
تحلیل نکات کلیدی فیلم
روزی که رزماری به مطب پزشک زنان مراجعه می کند روی میز مجله ی time را می بیند که روی آن با فونتی درشت نوشته بود Is God Dead? ( آیا خدا مرده است ؟ ) و این سئوال از آغاز فیلم ذهن بینندگان را به خود مشغول می کند و همه منتظر این هستند که تا آخر داستان به این سئوال پاسخ داده شود. در آخر فیلم که رزماری از ماجرا باخبر می شود در خانه ی کاستاوت ها شیطان پرستان با صدایی بلند و با یک آواز می گویند " god is dead...god is dead " , و به همین شکل برای بینندگان القا می شود که خدا مرده است . درست همین کاری که دست اندر کاران رسانه های داخلی و خارجی در حال انجام آن هستند در آغاز فیلم ها سئوالات بنیادین را بیان می کنند و اندک اندک و به صورت غیر مستقیم به سئوالات پاسخ داده می شود و در این مرحله می توان گفت رسانه ها در حال تلاش برای القا کردن اهداف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی خودشان هستند و از تغییر ملت ها برالی تغییر دولت ها استفاده می کنند . در رسانه های غربی چیزی به عنوان سرگرمی وجود ندارد بلکه همه با اهداف از پیش تعیین شده قصد در حرکت دادن افکار عمومی به سمت اهداف خودشان را دارند.
تغییر ذهنیت به تدریج باعث تغییر عینیت می شود درست همین کاری که رسانه های غربی و شرقی در حال پیاده کردن آن هستند . بدین شکل که در فیلم ها از ابزا
رزماری شخصیتی بسیار مثبت و اخلاق گرایی دارد و مدام به همه و مخصوصا همسرش مهربانی می کند و همیشه سعی در خوشحال کردن او دارد . همچنین رزماری عاشق مادر شدن است. به خاطر همین مهربان بودنش خانوده ی کاستاوت او و همسرش را به شام دعوت می کنند . سر میز شام صحبت از پاپ می شود و اینکه آنها افرادی تشریفاتی و فاسد هستند و نباید به آنها اعتماد کرد . رزماری عمیقا ناراحت می شود و وقتی از او می پرسند که " تو مذهبی هستی ؟" در پاسخ می گوید " بلاخره او پاپ است و نباید به پاپ توهین کرد " و می توان این برداشت را داشت که رزماری کاتولیک واقعا مذهبی است .
گای یک بازیگر سینماست که در چند فیلم تجربی و چندین فیلم تبلیغاتی بازی کرده است ولی درآمد چندانی ندارد و همچنین بازیگر مشهوری نیست.
در ادامه مشخص می شود که پیرزن و پیرمرد همسایه شیطان پرست هستند و از گای می خواهند که همسرش را در عوض پول و مقام و مال و ثروت معامله کند و او نیز این کار را انجام می دهد و در قبال اینها از او می خواهند در شبی که قرار است با همسرش همبستر شود به جای او شیطان به بالین رزماری برود و رزماری به جای گای از شیطان بچه دار شود .
در آخر رزماری باردار می شود و خانم کاستاوت از او می خواهد که نزد پزشک مورد نظر او برود .پزشک که خودش شیطان پرست بود از رزماری می خواهد که نه کتاب های مربوط به دوران بارداری را مطالعه کند و نه از داروهای بارداری استفاده کند .بلکه تنها از جوشانده های خانم کاستاوت استفاده نماید . با توجه به اتفاقاتی که پیش می آید رزماری متوجه خیانت همسرش , پزشک و همسایه ها می شود ولی هیچ راه گریزی ندارد . به این ترتیب کودک به دنیا می آید ولی به دروغ خبر مرگ کودک را به رزماری می دهند و در واقع کودک در خانه ی کاستاوت ها بود .رزماری متوجه می شود که بچه ی او , بچه ی شیطان است و با شنیدن صدای گریه ی کودک مجاب می شود که برای او پرستار باشد.
سئوالاتی در فیلم که پاسخ نداشت
رزماری انتخاب می شود که فرزند شیطان را به دنیا بیاورد . ولی چرا این کار را به عهده ی یک زن گناهکار و یا معمولی نیست بلکه این کار را باید رزماری پاک با سوابق مذهبی انجام دهد ؟
چرا جسمی پاک از زنی پاک برای فرزند شیطان که مظهر شر و بدی مطلق است انتخاب شود ؟
قرار گرفتن رزماری در میان افرادی که جادوگر هستند و سعی در فریب دادن او و همسرش دارند. چرا جادوگران مستقیما با خود رزماری موضوع را مطرح نکردند ؟
چرا بجه رزماری ؟ کودک از جنس شیطان بود . پس چرا نام فیلم بچه رزماری است و بچه ی شیطان نیست . آیا این نام بیان کننده ی آن است که تمام شیطان شر و بدی نیست بلکه بخشی از ذات شیطان پاک است و درونی همچون رزماری دارد ؟
تحلیل نکات کلیدی فیلم
روزی که رزماری به مطب پزشک زنان مراجعه می کند روی میز مجله ی time را می بیند که روی آن با فونتی درشت نوشته بود Is God Dead? ( آیا خدا مرده است ؟ ) و این سئوال از آغاز فیلم ذهن بینندگان را به خود مشغول می کند و همه منتظر این هستند که تا آخر داستان به این سئوال پاسخ داده شود. در آخر فیلم که رزماری از ماجرا باخبر می شود در خانه ی کاستاوت ها شیطان پرستان با صدایی بلند و با یک آواز می گویند " god is dead...god is dead " , و به همین شکل برای بینندگان القا می شود که خدا مرده است . درست همین کاری که دست اندر کاران رسانه های داخلی و خارجی در حال انجام آن هستند در آغاز فیلم ها سئوالات بنیادین را بیان می کنند و اندک اندک و به صورت غیر مستقیم به سئوالات پاسخ داده می شود و در این مرحله می توان گفت رسانه ها در حال تلاش برای القا کردن اهداف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی خودشان هستند و از تغییر ملت ها برالی تغییر دولت ها استفاده می کنند . در رسانه های غربی چیزی به عنوان سرگرمی وجود ندارد بلکه همه با اهداف از پیش تعیین شده قصد در حرکت دادن افکار عمومی به سمت اهداف خودشان را دارند.
تغییر ذهنیت به تدریج باعث تغییر عینیت می شود درست همین کاری که رسانه های غربی و شرقی در حال پیاده کردن آن هستند . بدین شکل که در فیلم ها از ابزا
- ۱۱.۵k
- ۱۸ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط