{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به گمانم تو اگر بودی و این فاصله ها کمتر بود،

به گمانم تو اگر بودی و این فاصله ها کمتر بود،
آسمان آبی تر!
حالِ من بهتر بود،
روزگار است دگر!
نه به صبحش امید!
نه دلِ شب زده ام آرام است
آنچه هست، تلخی و دلواپسی و
اندکی از ذوق نوشتن که درونم مانده… روزگارم یلداست....!
دیدگاه ها (۱)

بانوی خوش صدا🌼

تو را در نوشته‌هایم...تو را در نقاشی‌هایم...تو را در ترانه‌ه...

روز تولدت هر سال از راه می رسهاما دوست خوبی مثل تو تنها یک ب...

شخصی

فصل دومپارت شانزدهم | فاصله‌ای به اندازه‌ی دو سالسه ماه گذشت...

سناریو از دشمنان تا عاشقان

پرسه در جنگل... شب...عمارت آرام و ساکت بود.ات روی کاناپه نشس...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣2️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین از کنار د...

پارت ۱۸ — این بار نوبت یورا بوددرگیری بالاخره نزدیک صبح تمام...

پارت ۱۸ — این بار نوبت یورا بوددرگیری بالاخره نزدیک صبح تمام...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

دو قطب مخالف💙🧡پارت سوم✨️💫# قسمت ۳: «اولین رقابت» 🔥❄️**صحنه ۱...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط