ᰍ مینسونگ

ᰍ مینسونگ

دو پسر بچه که بهم قول موفق شدن داده بودن،
شاید رویاهاشون متفاوت بود، اما برای واقعی کردنشون، با تمام وجود تلاش می‌کردن.
حالا بعد از گذشت نه سال، اون قول عملی شده بود و تلاش‌هاشون نتیجه داده بود اما اون دو بچه دیگه جایی توی زندگی هم نداشتن.
لی مینهو، فوتبالیست محبوب تیم ملی، برای بازی در باشگاه بارسلونا به اسپانیا نقل‌مکان کرده بود و هان جیسونگ، ستاره‌ی سریال‌های اکشن، در اوج معروفیت و محبوبیت قرار داشت.
هر دو رویای بچگیشون رو محقق کرده بودن اما بعضی شب‌ها، فقط یه دوست نیاز داشتن تا بهم گوش بدن.
جداییشون نه با دعوا بود و نه غم؛ فقط انقدر غرق کار و شهرت شده بودن که اون رد پررنگ گذشته، محو شد. حالا فقط یه جای خالی از همدیگه تو زندگیشون باقی مونده بود.
اما چی می‌شه اگه این دو دوست قدیمی، بعد از سال‌ها بی‌خبری و دوری، توی یه مراسم دوباره همدیگه رو ببینن و بخوان دوستی فراموش‌شده‌شون رو زنده کنن؟
آیا این دو ستاره که همیشه در مرکز توجه مردم هستن، هنوز می‌تونن کنار هم بمونن با وجود احساساتی که فوتبالیست جوان، سال‌ها سرکوبشون کرده بوده؟

  #WhatIf ː #Minsung ː
دیدگاه ها (۶)

چند روز گذشت اون روز قرار بود برای من چند تا خواستگار بیاد ر...

Fabric of Love~P1صدای چرخ ها و اتو توی تولیدی میچرخیدچویا:هو...

«,پارت‍ـــــ... ـــ1ـــ »«رقص سایه ها»مهمونی خونه‌ی سارا بو...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

حالا من نمیدونم چرا مسخراش میکنن اخه به شما چه تاکسیک های عو...

یه نفر توی مهمونی به بچه‌تون می‌گه «مامانتو می‌برم!» و همه م...

‏🐿[۱۹:۴۸ ~ ۱۹:۵۰ به وقت محلی]می‌دونستید که فردا اینجا قراره ...

dark life = 39

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p33هنوز از دیدن فلیکس شو...

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط