پیکره سازی از کودتا با توهمات
📌 پیکرهسازی از یک کودتای خیالی!
⌛️زمان مطالعه | ۲ دقیقه
با یک ابرپروژه تحریف روایت طرفیم؛ پروژهای که به نظرم باید اجزای آن را با دقت دید.
ماجرا از یک تحریف آغاز شد؛ تحریف معنای کودتا در بیانات امام شهید.
امام شهید وقتی از کودتا سخن گفتند، چه کسانی را مخاطب قرار دادند؟ از چه اتفاقی حرف زدند؟ مصداق کودتا را کجا و در چه عملیاتی معرفی کردند؟
پاسخ روشن است. ایشان از حمله سازمانیافته به مراکز انتظامی، نظامی، دولتی، بانکها، مساجد و قرآن سخن گفتند؛ از جریانی که هدفش مختل کردن ارکان اداره کشور و برهم زدن امنیت عمومی بود.
حتی در همان سخنرانی، درباره مسئولان انتظامی، بسیج و سپاه تصریح کردند که این مسئولان به وظایف خود عمل کردند.
پس کودتا در کلام امام شهید، ناظر به آن فتنه و عملیات سازمانیافته بود، نه مسئولانی که در حال اداره کشور بودند.
اما ظاهراً این مقدار برای بعضیها کافی نبود. پروژه وارد مرحله دوم شد: پیکرهسازی!
یک نفر دست این موجود خیالی را کشید؛ یکی پایش را؛ یکی سرش را؛ دیگری برایش چشم گذاشت، یکی دهان و یکی هم ابرو!
هرکس تکهای به این تصویر اضافه کرد. از یک اظهارنظر، یک اختلافنظر، یک تصمیم اجرایی یا حتی یک نقد اقتصادی، قطعهای برداشتند و به آن موجود خیالی چسباندند.
کمکم موجودی شکل گرفت که قرار بود نامش «کودتای مسئولان» باشد!
حالا دیگر لازم نبود کسی سندی از طراحی کودتا، ارتباطات پنهانی، اقدام سازمانیافته یا مشارکت مسئولان در یک عملیات براندازانه ارائه کند. کافی بود قطعاتی را که دیگران کنار هم چیده بودند، نشان بدهند و بگویند: دیدید؟ این هم کودتاچیان!
اما یک سؤال ساده وجود دارد:
این مسئولانی که امروز با چنین اتهام سنگینی روبهرو میشوند، در همین روزهای جنگ کجا بودند؟
مگر همین مسئولان نبودند که در ساختار اجرایی کشور پای کار اداره جنگ، تأمین نیازهای مردم، مدیریت شرایط بحرانی و پشتیبانی از کشور ایستادند؟ مگر رئیسجمهور و اعضای دولت و دیگر مسئولان در همین شرایط در کنار مردم حضور نداشتند؟
آیا میتوان همه این واقعیتها را نادیده گرفت و با چند قطعه گزینششده، تصویری کاملاً متفاوت ساخت؟
از همه مهمتر، موضع رهبر انقلاب در این باره چیست؟
امام مجتبی خامنهای در پیام ۲۸ خرداد، درباره مسئولانی که در مسیر رسیدن به تفاهمنامه تلاش کرده بودند، صریحاً فرمودند:
«مسئولین امر، از سر دلسوزی و با حُسن نظر، تلاشهای زیادی را بهعمل آوردند.»
این عبارت را نمیشود ندیده گرفت. ایشان حتی تصریح کردند که با وجود داشتن نظر دیگری، به اعتبار تعهد رئیسجمهور و اعضای شورای عالی امنیت ملی، اجازه آن اقدام را صادر کردند.
این یعنی میتوان درباره تصمیمها اختلافنظر داشت، میتوان عملکرد مسئولان را نقد کرد، میتوان حتی با یک تصمیم موافق نبود؛ اما اینها مجوز تبدیل اختلافنظر به اتهام خیانت و کودتا نیست.
مسئله دقیقاً همینجاست.
نقد مسئولان حق جامعه است؛ مطالبهگری وظیفه مردم است؛ پاسخگویی مسئولان هم یک ضرورت انکارناپذیر است.
اما اتهام کودتا، خیانت و همدستی با دشمن، مسئله دیگری است و نمیتوان با کنار هم چیدن چند برداشت شخصی و چند تکه روایت، برای آن مصداقسازی کرد.
قرار نیست هر اختلافی را به خیانت تبدیل کنیم و هر منتقد یا مخالف یک تصمیم را در جایگاه متهم به کودتا بنشانیم.
خطر اینجاست که در نهایت، آنچه از این پیکرهسازی باقی میماند، نه کشف حقیقت، بلکه تخریب اعتماد عمومی است؛ همان سرمایهای که در روزهای جنگ بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم.
بیایید قبل از آنکه برای یک موجود خیالی شناسنامه صادر کنیم، دستکم یک بار از خودمان بپرسیم:
این تصویری که امروز به جامعه نشان میدهیم، واقعاً همان چیزی است که امام شهید دربارهاش سخن گفتهاند؟ یا محصول کنار هم چیدن قطعاتی است که هرکدام را یک نفر، از گوشهای جدا کرده است؟
و در آخر یادمون نره که همیشه تحریف، تغییر یک جمله نیست؛ ساختن یک واقعیت جعلی از چند تکه واقعیت است.
#چهره_خیالی_کودتا
#واقعیت_کودتا
#گناه_تهمت
#مسئولین_دلسوز
⌛️زمان مطالعه | ۲ دقیقه
با یک ابرپروژه تحریف روایت طرفیم؛ پروژهای که به نظرم باید اجزای آن را با دقت دید.
ماجرا از یک تحریف آغاز شد؛ تحریف معنای کودتا در بیانات امام شهید.
امام شهید وقتی از کودتا سخن گفتند، چه کسانی را مخاطب قرار دادند؟ از چه اتفاقی حرف زدند؟ مصداق کودتا را کجا و در چه عملیاتی معرفی کردند؟
پاسخ روشن است. ایشان از حمله سازمانیافته به مراکز انتظامی، نظامی، دولتی، بانکها، مساجد و قرآن سخن گفتند؛ از جریانی که هدفش مختل کردن ارکان اداره کشور و برهم زدن امنیت عمومی بود.
حتی در همان سخنرانی، درباره مسئولان انتظامی، بسیج و سپاه تصریح کردند که این مسئولان به وظایف خود عمل کردند.
پس کودتا در کلام امام شهید، ناظر به آن فتنه و عملیات سازمانیافته بود، نه مسئولانی که در حال اداره کشور بودند.
اما ظاهراً این مقدار برای بعضیها کافی نبود. پروژه وارد مرحله دوم شد: پیکرهسازی!
یک نفر دست این موجود خیالی را کشید؛ یکی پایش را؛ یکی سرش را؛ دیگری برایش چشم گذاشت، یکی دهان و یکی هم ابرو!
هرکس تکهای به این تصویر اضافه کرد. از یک اظهارنظر، یک اختلافنظر، یک تصمیم اجرایی یا حتی یک نقد اقتصادی، قطعهای برداشتند و به آن موجود خیالی چسباندند.
کمکم موجودی شکل گرفت که قرار بود نامش «کودتای مسئولان» باشد!
حالا دیگر لازم نبود کسی سندی از طراحی کودتا، ارتباطات پنهانی، اقدام سازمانیافته یا مشارکت مسئولان در یک عملیات براندازانه ارائه کند. کافی بود قطعاتی را که دیگران کنار هم چیده بودند، نشان بدهند و بگویند: دیدید؟ این هم کودتاچیان!
اما یک سؤال ساده وجود دارد:
این مسئولانی که امروز با چنین اتهام سنگینی روبهرو میشوند، در همین روزهای جنگ کجا بودند؟
مگر همین مسئولان نبودند که در ساختار اجرایی کشور پای کار اداره جنگ، تأمین نیازهای مردم، مدیریت شرایط بحرانی و پشتیبانی از کشور ایستادند؟ مگر رئیسجمهور و اعضای دولت و دیگر مسئولان در همین شرایط در کنار مردم حضور نداشتند؟
آیا میتوان همه این واقعیتها را نادیده گرفت و با چند قطعه گزینششده، تصویری کاملاً متفاوت ساخت؟
از همه مهمتر، موضع رهبر انقلاب در این باره چیست؟
امام مجتبی خامنهای در پیام ۲۸ خرداد، درباره مسئولانی که در مسیر رسیدن به تفاهمنامه تلاش کرده بودند، صریحاً فرمودند:
«مسئولین امر، از سر دلسوزی و با حُسن نظر، تلاشهای زیادی را بهعمل آوردند.»
این عبارت را نمیشود ندیده گرفت. ایشان حتی تصریح کردند که با وجود داشتن نظر دیگری، به اعتبار تعهد رئیسجمهور و اعضای شورای عالی امنیت ملی، اجازه آن اقدام را صادر کردند.
این یعنی میتوان درباره تصمیمها اختلافنظر داشت، میتوان عملکرد مسئولان را نقد کرد، میتوان حتی با یک تصمیم موافق نبود؛ اما اینها مجوز تبدیل اختلافنظر به اتهام خیانت و کودتا نیست.
مسئله دقیقاً همینجاست.
نقد مسئولان حق جامعه است؛ مطالبهگری وظیفه مردم است؛ پاسخگویی مسئولان هم یک ضرورت انکارناپذیر است.
اما اتهام کودتا، خیانت و همدستی با دشمن، مسئله دیگری است و نمیتوان با کنار هم چیدن چند برداشت شخصی و چند تکه روایت، برای آن مصداقسازی کرد.
قرار نیست هر اختلافی را به خیانت تبدیل کنیم و هر منتقد یا مخالف یک تصمیم را در جایگاه متهم به کودتا بنشانیم.
خطر اینجاست که در نهایت، آنچه از این پیکرهسازی باقی میماند، نه کشف حقیقت، بلکه تخریب اعتماد عمومی است؛ همان سرمایهای که در روزهای جنگ بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم.
بیایید قبل از آنکه برای یک موجود خیالی شناسنامه صادر کنیم، دستکم یک بار از خودمان بپرسیم:
این تصویری که امروز به جامعه نشان میدهیم، واقعاً همان چیزی است که امام شهید دربارهاش سخن گفتهاند؟ یا محصول کنار هم چیدن قطعاتی است که هرکدام را یک نفر، از گوشهای جدا کرده است؟
و در آخر یادمون نره که همیشه تحریف، تغییر یک جمله نیست؛ ساختن یک واقعیت جعلی از چند تکه واقعیت است.
#چهره_خیالی_کودتا
#واقعیت_کودتا
#گناه_تهمت
#مسئولین_دلسوز
- ۲۶۷
- ۱۴ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط