آه آن رود که به دریا زده امشب دل ماست
آه آن رود که به دریا زده امشب دل ماست
عاشقومستبهصحرازده ازهجر دل ماست
به خدا ابر نداند که چه دردی است مرا
نهبداند اینکه مجنون شده ازغم دل ماست
آنچهنزدیک مناست فکر تو و خاطر توست
آنچه گنجد به سر از خاطر تو فاصلههاست
مستمستم به شب رفتنت ایدوست بدان
هرچهمیگویماز ایندرد بدانعمق جفاست
کاش فردا برسی نیت من دیدن توست
طاقت هجر ندارم چه کنم عادت ماست
(ندا)
عاشقومستبهصحرازده ازهجر دل ماست
به خدا ابر نداند که چه دردی است مرا
نهبداند اینکه مجنون شده ازغم دل ماست
آنچهنزدیک مناست فکر تو و خاطر توست
آنچه گنجد به سر از خاطر تو فاصلههاست
مستمستم به شب رفتنت ایدوست بدان
هرچهمیگویماز ایندرد بدانعمق جفاست
کاش فردا برسی نیت من دیدن توست
طاقت هجر ندارم چه کنم عادت ماست
(ندا)
- ۲۷۶
- ۰۴ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط