اینروزها زیادی ساکت شده ام ؛ حرفهایم نمی‌دانم چرا بجای گل

اینروزها زیادی ساکت شده ام ؛ حرفهایم نمی‌دانم چرا بجای گلو از چشمهایم بیرون می‌آیند....
#شبنم♡
دیدگاه ها (۰)

‏«کلماتی که از دل بر می‌آیند هرگز بیان نمی‌شوند، در گلو گیر ...

می دانم دیگر نمی آییاما هنوز چشم به راهم...💔

گاهی‌سکوت‌می‌کنم،‌چون‌می‌دانم‌هیچ‌کس‌حالِ‌درونم‌را‌نمی‌فهمد.

گاهی‌سکوت‌می‌کنم،‌چون‌می‌دانم‌هیچ‌کس‌حالِ‌درونم‌را‌نمی‌فهمد.

می‌دانستید امام زمان دوستانی دارند که به آن‌ها می‌گویند «رجا...

نمی‌دانم با تو چه کرده‌ام که این‌گونه به تو وابسته‌ام… فقط م...

و نمی‌دانمبا وجود این روزهای طولانیعمر مردم چرا زود به آخر م...

#امیرالمومنین_حضرت_علی_علیه_السلام فرمودند : كسى كه از گفتن ...

نمی‌دانم بگویم راز جرأت و جسارت کودکان یمنی یا بگویم تنها حر...

از #شب می ترسمزیرا نمی دانم قرار است مرا به کجایِ خاطراتم بب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط