فیک جونگ کوک ادامه پارت ۳۳

@یهو رفت سمت ات و شلوارش رو در آورد همینطور شورتش رو بعد یکی از انگشت هاش رو وارد ات کرد که ات جیغ زد❌
_جیغغغغغغ هققققققق ک.ک.کوککککککک هقققققققققق لطفا ن.ن.نجاتم بدههههههه
#اه چقد تنگی

« تماس تصویری قطع میشه ... »

_اههههه د.د.درش بیااااررر اهههه
#هه فک کردی میزارم اینجا خوش بگذرونی؟ نخیر اینجا فقط عزاب میکش...

@میخواست حرف بزنه که یونگی یه گلوله به شیشه پنجره اتاق زد

#برو ببین خودشونن « منظورش بادیگاردشه »
+ به چه حقی به ات من دست زدی مرتیکه آشغال حرومی؟
#به حق اینکه ازت متنفرم
+تو با من مشکل داری بعد روی زندگیم خالی میکنی؟
#هه تو به اون دختره هرز...

از دید ات :

مرده میخواست بهم بگه هرزه که کوک یه گلوله تو مغزش خالی کرد و من از شدت ترس چشمام رو بستم

بعد یکی دستش رو دورم حلقه کرد و بهم گفت
+عشقم ناراحت نباش و منو ببخش که باعث ناراحتیت شدم واقعا ببخشید
_نه نه اشکال ند...

میخواستم حرف بزنم یهو کوک چشمش به عکسا افتاد
و گفت
+ات
_ب.ب.بله
+تو که اینا رو باور نمیکنی؟
_.......
+ات این فوتوشاپ چون من اصلا بار نمیرم
_باشه
+یعنی باور کردی؟
_اره
+پس چرا هنوز ناراحتی؟
_ چون اون مرده منو خیلی اذیت کرد و کتک زد « حوصله نداشتم مراحل شکنجش رو بنویسم خودتون بتصورید»
+ غلط کرد الان هم که دیگه کسی نیست مثل اون آشغال نیست که بخواد اذیتت کنه ..

پرش زمانی عمارت کوک

✅✅✅
دیدگاه ها (۰)

{عشق بی پایان}پارت:۲اون...اونهمون پسریه که تو کتاب بود؟؟؟پشم...

عشق زار آلود(Mysterious Love)part:۲ات گوشی رو برداشت و پیام ...

چند پارتی درخواستی

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

به زیباییه مشکی

الماس زیبای من part⁷ویو ات:صبح که از خواب بیدارشدم اولین چیز...

پارت 5 رمان🦋 عشق مدرسه ای🦋اون کسی نبود جز جون کوک دوست پسر ق...

گمشده در روشنایی. P 4

چندپارتی جونگ کوک

پسر دایی ات کنار ات نشست و با لبخند گفت:پسر دایی: ات، این چن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط