پارت۷
شوگا میدونست چون میخوام ا.ت رو ببینم این درخواستو کردم شوگا خواست مخالفت کنه ا.ت گفت چرا چون نمیتونست به ا.ت بگه که من از ا.ت خوشم میاد درخواستو قبول کرد الان شیش سال از اون موقع میگزره و منو ا.ت یه کوچولو با هم صمیمیم شوگا هم دیگه کارم نداره من بیام خونشون ولی هواسش به منو ا.ت هست میدونم آدم سخت گیری ولی باید یه جوری رازیش کنم که اجازه بده با ا.ت قرار بزارم رفتم نگاه ساعت کردم یازده و نیم بود وایییییی من دو ساعت اینجا دارم با خودم حرف میزنم یهو زنگ در خورد رفتم درو باز کردم شوگا و ا.ت بودن اومدن داخل بعد یکم سه تایی نشستیم فیلم نگاه کردیم ا.ت تمام مدت تو بغل شوگا بود بعد فیلم ا.ت پاشد رفت اتاقش منم رفتم اتاقم همه اتاقا بالا بودن بجز اتاق شوگا که پایین بود شوگا هم رفت اتاقش من تنها نشسته بودم زدم فیلم ترسناک داشتم نگاه میکردم
۲.۶k
۳۰ مرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۴)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.