تاعلی ماهش بسوی قبر برد/ماه،رخ از شرم پشت ابر برد/آرزوها
تاعلی ماهش بسوی قبر برد/ماه،رخ از شرم پشت ابر برد/آرزوها را علی درخاک کرد/خاک هم گویی گریبان چاک کرد/زدصدا:ای خاک،جانانم بگیر/تن نمانده هیچ از او،جانم بگیر/ناگهان بر یاری دست خدا/دستی آمدهمچو دست مصطفی/گوهرش رااز صدف،دریاگرفت/احمد از داماد خود زهرا گرفت...
- ۵۸۸
- ۲۴ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط