در سایه سلطان

گیرم سنگی است؛ گیرم بدون روح است و جان؛ بدون غرش و آه و فغان؛ گیرم سالهاست حالت نعره‌ی قدرتمندانه‌اش در این کالبد سپید، این #مجسمه #مرمرین و بر آن پایه #اورنگ گونه منجمد شده است و تنها پیکره‌ایست زینت‌بخش گذرگاهی در جوار #دریای_مرمره، گوشه‌ای از پایتخت باستانی #عثمانی ، اما هنوز مختصر فایده‌ای دارد برای غنودن گربه‌ای بی‌پناه در پای همان اورنگ سلطانی. این مجسمه‌ی شیرِ غرانِ، انبوه یالِ دم شکسته‌یِ مرمرین را در سفری به #استانبول دیدم. به ظرافت ساخته شده و با قدرت پا بر کره‌ای سپید گذاشته بود. اما جذابتر، خوابیدن گربه‌ای سیاه و سفید در پای مجسمه بود. ترکیبی بدیع از شکوهمندترین گربه‌سان، اما بی روح و جان، در کنار حقیرترین گربه‌سان، اما زنده و خُفته!
دیدگاه ها (۰)

|Swan on the Trigger|

خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگارانکه تو را آفرید.از ت...

شعر شگفت دکتر علی موسوی گرمارودی برای مولای عالمین امام علی ...

{سناریوی شماره ۷ } || پارت سی هشتم || نام سناریوی:《شوخی مر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط