فاصله یک لبخند تا جنون

𝐏𝐚𝐫𝐭: ❼❹

ادامه پارت ⁷⁴

تهیونگ نگاهش را باریک کرد.

— چند سال؟

جائه‌وون تاریخ را گفت.

تهیونگ بی‌حرکت ماند.

آن تاریخ...

تقریباً همان سالی بود که زندگی خودش برای اولین بار وارد مسیر شورای سایه شده بود.

اما هنوز هیچ‌کس نمی‌دانست چرا.

---

ا/ت آهسته گفت:

— یعنی ممکنه بابام از قبل تهیونگ رو می‌شناخته؟

جائه‌وون جواب نداد.

تهیونگ هم چیزی نگفت.

یونگی فایل را بست.

— فکر کنم باید از اینجا بریم.

تهیونگ سر تکان داد.

اما قبل از اینکه حرکت کنند، صفحه‌ی لپ‌تاپ دوباره روشن شد.

یک پیام جدید.

بدون فرستنده.

فقط یک جمله:

«B-17 را اشتباه فهمیدید.»

یونگی بلافاصله صفحه را بررسی کرد.

پیام دیگری ظاهر شد.

«B-17 درباره‌ی قاتل نیست.»

چند ثانیه بعد...

پیام سوم:

«درباره‌ی کسی است که قرار بود جلوی قاتل را بگیرد.»

ا/ت آرام به تهیونگ نگاه کرد.

قلبش سنگین شده بود.

تهیونگ چیزی نگفت.

فقط به صفحه خیره ماند.

برای اولین بار، B-17 دیگر فقط یک پرونده‌ی قدیمی نبود.

به نظر می‌رسید...

کلید ورود به گذشته‌ی تهیونگ بود.




---
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۵)

فاصله یک لبخند تا جنون

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟹 | صدایی که پنهانش کرده بودکافه‌ی کوچکی نزدیک دان...

🩷 hׁׅ֮υׁׅꭈׁׅtׁׅ — پارت سومروز بعد، ا/ت طبق معمول بعد از کلاس...

پارت هشتم: فایل گمشدهصدای قدم‌ها در سالن خالی ایستگاه پیچید....

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟒 | چیزی بیشتر از دوستیزمستان سئول از راه رسید.برف آرام...

چند روز بعد، همه‌چیز کاملاً عادی به نظر می‌رسید.تا اینکه یک ...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط