{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🔰 وارد مسافرخانه شدم. عکس[امام خمینی] را از زیر پیراهن بی

🔰 وارد مسافرخانه شدم. عکس[امام خمینی] را از زیر پیراهن بیرون آوردم. ساعت‌ها در او نگریستم. دیگر باشگاه نرفتم. روز چهارم، رفتم ترمینال مسافربری و بلیت کرمان گرفتم؛ در حالی که عکس سیاه و سفیدی که حالا به‌شدت به او علاقه‌مند شده بودم را در زیر پیراهن خود که چسبیده به قلبم بود، پنهان کرده بودم. احساس می‌کردم حامل یک شیء بسیار ارزشمندم.

🔺بخشی از کتاب «از چیزی نمی‌ترسیدم» زندگینامه خودنوشت شهید #حاج_قاسم سلیمانی
#قاسم_بن_الحسن ✨
دیدگاه ها (۰)

سلام دوستان دلم میخواد ی رمان براتون بزارم تعریف رمانه قرار ...

صدای آهنگ آنشرلی بلند شد. سرم داشت منفجر می شد. دستم رو از ز...

🎬 شوخی با راه رفتن خاتمی🔹️ در ابتدای کلیپ خاتمی به سختی با ع...

حاجی دلیگانی نماینده شاهین‌شهر:مواضع عراقچی در طراز انقلاب ا...

قشنگاممممم🤍👀🖇#زیر_زمین #حیدرعلی #جیلان #سریال_ترکی #استوری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط