اگر اجازه مذاکره با آمریکا داده نمیشد امروز میگفتند همه م
اگر اجازه مذاکره با آمریکا داده نمیشد امروز میگفتند همه مشکلات را میتوانستیم حل کنیم اما نگذاشتند!/ مگر قرار نبود همه تحریم ها رفع و مشکلات حل شود؟/ امروز ایرانی آبگوشت هم نمی تواند درست کند
یک سال و نیم است که یمن بمباران میشود اما کسی نگران امنیت جهان و حقوق بشر نیست. آنهایی که ادعای مبارزه با تررویسم داشتند دقیقاً همان زمانی که جنگ به ضرر تروریستها پیش میرود ناگهان در لوزان میگویند نگران مردم حلب هستیم!
*******************************
واقعیت آن است که این ماهیت قدرتهای استکباری است و نباید هیچگاه به بهانه ی «بهانهزدایی» سرمایههای ملیمان تضعیف شود. قبلاً هم گفته بودم که آنچه در دفاع از منافع یک کشور مهم است تهدیدزدایی است نه تنشزدایی. اگر طرف مقابل احساس کرد که تنش برای شما مهم است همین را به اهرمی برای فشار به شما تبدیل میکند و هرچند یکبار تنشی درست میکند به شما میگوید عقبنشینی کن تا تنش برطرف شود! اصل باید بر تهدیدزدایی باشد نه تنشزدایی. در موضوع هستهای که خودشان زرادخانه ی هستهای دارند آیا امنیت جهانی تهدید نمیشود؟ و یا در همین همسایگی ما با کشورهایی که سلاح هستهای دارند چرا اعلام اتحاد میکنند و بهترین روابط را نیز با هم دارند؟ پس معلوم میشود که این حرفها بهانه است که مثلاً میگویند آن چند سانتریفیوژی که برای مقاصد صلح آمیز کار میکند نباید کار کند.
باید بهانه ی دشمن را شناخت زیرا بهانه های دشمن تمام شدنی نیست و نتیجه سیاست «بهانهزدایی» فرسایش منابع قدرت است که موجب تمام شدن بهانهها نیز نخواهد شد و آن گاه که دستمان خالی شد دیگر طرف مقابل به بهانه هم نیاز نخواهد داشت و هر آنچه بخواهد انجام میدهد و نباید اینگونه فکر کرد که تنها در حوزه هستهای دچار فرسایش خواهیم شد بلکه در پیشرفت و اقتصاد نیز متضرر خواهیم شد.
اما آنچه در موضوع برجام به آن انتقادهایی داشتم همانطور که میدانید مربوط به روزنههایی بود که حضرت آقا هم در مورد آن تذکر دادند و فرمودند باید برطرف شود که بحث دیگری است اما نکتهی دیگر این است که علاوه بر همان روزنهها، حتی مسائلی را که طرف مقابل خودش پذیرفته بود هم نقض شده و اینجاست که میتوان نتیجه اعتماد را نیز ببینیم.
آنچه در رفتار دیپلماتیک اهمیت دارد صبر راهبردی است. هیچگاه نباید طرف مقابل احساس کند که شما دستپاچه هستید مانند آن تعبیری که گاهی شنیده میشد و عدهای میگفتند: "توافق باید به هر قیمتی حاصل شود" که مصداق همین موضوع است.
نگاهی که ما در آن 6 سال داشتیم این بود که در آن روند، رشد فعالیتهایی که داشتیم متوقف نشود. برای روشن شدن مطلب نیاز است مثالی بزنم که درک آن امروز راحتتر است.
اگر بعد از سقوط خرمشهر خوشحال می شدیم و به هم تبریک می گفتیم دشمن تا سمنان هم جلو می آمد!
زمانی که از خرمشهر دفاع میکردیم صرفاً از خرمشهر دفاع نمیکردیم بلکه از جای جای این خاک دفاع میکردیم. زیرا اگر دشمن میدید که بعد از اشغال خرمشهر ما خوشحالیم و به شادی میپردازیم و به هم تبریک می گوییم با خود میگفت حال که اینگونه است چرا هویزه و اهواز را نگیریم؟ و قطعاً تا سمنان هم پیش میآمدند.
حال با اینکه نمیتوانند از پس کسانی که از ایران الگو گرفتهاند بر بیایند چگونه میتوانند با ایران بجنگند؟ هر چند میشنویم که عدهای میگویند ما سایه ی جنگ را با برجام از سر کشور برداشتیم! کدام جنگ؟ در سوریه 5 سال است که هر آنچه میتوانستند کردند اما چه شد؟ دفاع از حقوق یک کشور یک بحث حاکمیتی است و آنچه ما پیگیری میکردیم این بود که او نباید از آن طرف دنیا بگوید: "من تصمیم میگیرم که فلان آزمایش در فلان دانشگاه در چه سطح و چارچوبی انجام شود " و حال در ازای چنین امتیازی او باید چه کند؟ فقط نامهای بنویسد که بوئینگ میتواند به ما هواپیما بفروشد! و الان که یک سال گذشته است همانطور که دیدید در همین چند روز اخیر گفتند اگر ایران این مزایا را میخواهد باید ببینیم در سوریه چگونه عمل میکند؟ این همان دورنمایی بود که ما نمی خواستیم میخواستیم به آن نرسیم.
در مورد فصل 7 منشور سازمان ملل اولاً یک بحث حقوقی را باید تذکر بدهم که آنچه برادرمان گفتند ذیل فصل هفتم نیست بلکه ذیل بند41 از فصل هفتم است. چون فصل هفتم مواد دیگری هم دارد.
حال که برخی ادعا میکنند که از ذیل این بند بیرون آمدهایم چه شده است؟ در بند 37 برجام آمده است که اگر یکی از طرفینِ توافق حتی ایران به رفتار طرف مقابل اعتراض کند طی 60 روز شورای امنیت باید قطعنامهای صادر کند که آیا تمام قطعنامههایی که برطرف شدهاند به حالت قبل برگردند یا خیر؟ حال اگر شما اعتراضی داشتید و یکی از آن اعضایی که حق وتو دارد قطعنامه را وتو کند تمام پنچ قطعنامه قبلی به جای خود
یک سال و نیم است که یمن بمباران میشود اما کسی نگران امنیت جهان و حقوق بشر نیست. آنهایی که ادعای مبارزه با تررویسم داشتند دقیقاً همان زمانی که جنگ به ضرر تروریستها پیش میرود ناگهان در لوزان میگویند نگران مردم حلب هستیم!
*******************************
واقعیت آن است که این ماهیت قدرتهای استکباری است و نباید هیچگاه به بهانه ی «بهانهزدایی» سرمایههای ملیمان تضعیف شود. قبلاً هم گفته بودم که آنچه در دفاع از منافع یک کشور مهم است تهدیدزدایی است نه تنشزدایی. اگر طرف مقابل احساس کرد که تنش برای شما مهم است همین را به اهرمی برای فشار به شما تبدیل میکند و هرچند یکبار تنشی درست میکند به شما میگوید عقبنشینی کن تا تنش برطرف شود! اصل باید بر تهدیدزدایی باشد نه تنشزدایی. در موضوع هستهای که خودشان زرادخانه ی هستهای دارند آیا امنیت جهانی تهدید نمیشود؟ و یا در همین همسایگی ما با کشورهایی که سلاح هستهای دارند چرا اعلام اتحاد میکنند و بهترین روابط را نیز با هم دارند؟ پس معلوم میشود که این حرفها بهانه است که مثلاً میگویند آن چند سانتریفیوژی که برای مقاصد صلح آمیز کار میکند نباید کار کند.
باید بهانه ی دشمن را شناخت زیرا بهانه های دشمن تمام شدنی نیست و نتیجه سیاست «بهانهزدایی» فرسایش منابع قدرت است که موجب تمام شدن بهانهها نیز نخواهد شد و آن گاه که دستمان خالی شد دیگر طرف مقابل به بهانه هم نیاز نخواهد داشت و هر آنچه بخواهد انجام میدهد و نباید اینگونه فکر کرد که تنها در حوزه هستهای دچار فرسایش خواهیم شد بلکه در پیشرفت و اقتصاد نیز متضرر خواهیم شد.
اما آنچه در موضوع برجام به آن انتقادهایی داشتم همانطور که میدانید مربوط به روزنههایی بود که حضرت آقا هم در مورد آن تذکر دادند و فرمودند باید برطرف شود که بحث دیگری است اما نکتهی دیگر این است که علاوه بر همان روزنهها، حتی مسائلی را که طرف مقابل خودش پذیرفته بود هم نقض شده و اینجاست که میتوان نتیجه اعتماد را نیز ببینیم.
آنچه در رفتار دیپلماتیک اهمیت دارد صبر راهبردی است. هیچگاه نباید طرف مقابل احساس کند که شما دستپاچه هستید مانند آن تعبیری که گاهی شنیده میشد و عدهای میگفتند: "توافق باید به هر قیمتی حاصل شود" که مصداق همین موضوع است.
نگاهی که ما در آن 6 سال داشتیم این بود که در آن روند، رشد فعالیتهایی که داشتیم متوقف نشود. برای روشن شدن مطلب نیاز است مثالی بزنم که درک آن امروز راحتتر است.
اگر بعد از سقوط خرمشهر خوشحال می شدیم و به هم تبریک می گفتیم دشمن تا سمنان هم جلو می آمد!
زمانی که از خرمشهر دفاع میکردیم صرفاً از خرمشهر دفاع نمیکردیم بلکه از جای جای این خاک دفاع میکردیم. زیرا اگر دشمن میدید که بعد از اشغال خرمشهر ما خوشحالیم و به شادی میپردازیم و به هم تبریک می گوییم با خود میگفت حال که اینگونه است چرا هویزه و اهواز را نگیریم؟ و قطعاً تا سمنان هم پیش میآمدند.
حال با اینکه نمیتوانند از پس کسانی که از ایران الگو گرفتهاند بر بیایند چگونه میتوانند با ایران بجنگند؟ هر چند میشنویم که عدهای میگویند ما سایه ی جنگ را با برجام از سر کشور برداشتیم! کدام جنگ؟ در سوریه 5 سال است که هر آنچه میتوانستند کردند اما چه شد؟ دفاع از حقوق یک کشور یک بحث حاکمیتی است و آنچه ما پیگیری میکردیم این بود که او نباید از آن طرف دنیا بگوید: "من تصمیم میگیرم که فلان آزمایش در فلان دانشگاه در چه سطح و چارچوبی انجام شود " و حال در ازای چنین امتیازی او باید چه کند؟ فقط نامهای بنویسد که بوئینگ میتواند به ما هواپیما بفروشد! و الان که یک سال گذشته است همانطور که دیدید در همین چند روز اخیر گفتند اگر ایران این مزایا را میخواهد باید ببینیم در سوریه چگونه عمل میکند؟ این همان دورنمایی بود که ما نمی خواستیم میخواستیم به آن نرسیم.
در مورد فصل 7 منشور سازمان ملل اولاً یک بحث حقوقی را باید تذکر بدهم که آنچه برادرمان گفتند ذیل فصل هفتم نیست بلکه ذیل بند41 از فصل هفتم است. چون فصل هفتم مواد دیگری هم دارد.
حال که برخی ادعا میکنند که از ذیل این بند بیرون آمدهایم چه شده است؟ در بند 37 برجام آمده است که اگر یکی از طرفینِ توافق حتی ایران به رفتار طرف مقابل اعتراض کند طی 60 روز شورای امنیت باید قطعنامهای صادر کند که آیا تمام قطعنامههایی که برطرف شدهاند به حالت قبل برگردند یا خیر؟ حال اگر شما اعتراضی داشتید و یکی از آن اعضایی که حق وتو دارد قطعنامه را وتو کند تمام پنچ قطعنامه قبلی به جای خود
- ۷۸۱
- ۰۳ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط