{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش همانند ماهی قرمز های حوض مادر بزرگ بهم برخورد میکردیم

کاش همانند ماهی قرمز های حوض مادر بزرگ بهم برخورد میکردیم..

روزی هزار بار اما با حافظه ای کوتاه تمام خاطرات را فراموش میکردیم

و فردای همان روز بدون یاد آوری اینکه لحظه ای پیش عاشق هم بودیم

دوباره از نوع عاشقی میکردیم..


| نرگس حریری |
دیدگاه ها (۱)

صفایی بود دیشب با خیالت خلوت مارا ولی من باز پنهانی تورا هم...

گریه ام را تهِ هر شعری و هر خاطره ای زحمتی نیست اگر عشـق حسا...

دو نفری که عاشق همن، باید همدیگه رو به یه اندازه دوست داشته ...

پسرم که به دنیا آمد نام تورا روی او می‌گذارم.. هر روز با ...

𝐎𝐧𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐌𝐢𝐬𝐬𝐢𝐧𝐠 | یک روز گمشده𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑چند ثانیه فقط به دستبند...

#داستان_آموزنده #تلنگر "اجازه دهیم پدربزرگ دست به دیوار بزند...

### 🌑 پارت نهم: سوختنِ خاطراتهوا سنگین شده بود، انگار اکسیژن...

پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظه‌ای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۳۰ | «حقیقتی که پنهان مانده...

پارت: 25 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نگاهِ زین برای یک ثانیه روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط