{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودکان وزبان مادری

کودکان وزبان مادری


پیانو زدم و وقتی همه با هم آواز می خواندیم، یک موش با تکه ای هلو در دهانش از پشت کاناپه بیرون پرید». و «به جهانیک: چند روز پیش در مهمانی فرزندان برادرم، سازی نواختم که کلیدهای سیاه و سفید داشت و همه باهم آواز خواندیم. بعد جانوری که گربه ها دنبالش می کنند با یک تکه میوه در دهانش از پشت صندلی بیرون آمد».


#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
دیدگاه ها (۱)

کودکان وزبان مادری مک کرام در کتابی به همین نام، زبان جهانیک...

کودکان وزبان مادریکودکی که نتواند به زبان مادری خود سخن بگوی...

کودکان وزبان مادری بدیهی است که آن کودک کورد که نتواند زبان ...

کودکان وزبان مادریزمانی، پراسانا پاتانایاک [دانشمند شهیر هند...

کودکان وزبان مادری زبان بی سر و سامان کردی ـ پارسی کرمانشاهی...

برمی خیزم ؛ از پشت پلکهای خواب آلوده ام به روزنه ی صبح سلام ...

زندگی دردناک خانواده یازده نفره با پنج معلول ذهنی در یکی از ...

#پارت101"فرشید"با شنیدن صدای جیغ وداد وحس کردن سرما از خواب ...

شیخ محمود برزنجی سلیمانیه‌ای_۲۴سون در عکس العمل نسبت به بیان...

شبهای خاموش مادرم!اهل کاشانم.روزگارم بد نیست‌.تکه نانی دارم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط