{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در بهمن ماه سال ۸۲ وارد دوره افسری دانشکده امام علی (ع) س

در بهمن ماه سال ۸۲ وارد دوره افسری دانشکده امام علی (ع) سپاه شد. ورود او به دانشکده افسری ملازم با هجرت او از تبریز به تهران بود که با این هجرت ادامه زندگی را در جهاد فی سبیل الله رقم زد. او نام مستعار «حسین نصرتی» را در سپاه برای خود انتخاب نموده بود که به گفته خودش برگرفته از ندای «هل من ناصر ینصرنی» مولای خود حسین بن علی (ع) و کنایه از لبیک به این ندا بود. در شهریور ماه سال ۸۵ از دانشکده افسری فارغ التحصیل گردید و قدم در راهی گذاشت که تا آخرین لحظه حیات ظاهری او، هیچ تزلزلی در پیمودن آن در وی مشاهده نشد. پرکاری و ساعت‌های انگشت شمار خواب در طول شبانه روز از ویژگی‌های بارز او بود بطوریکه کار در روزهای جمعه را هم در یکی از جلسات اداری در محل کار خود به تصویب رسانده بود و به این ترتیب کارش تعطیلی نداشت. معتقد بود شهادت در راه خدا مزد کسانی است که در راه خدا پرکارند و شهدای جنگ تحمیلی را شاهد این حرف خود معرفی می‌کرد.
#شهید
#شهادت
#محمودرضا بیضایی
دیدگاه ها (۲)

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها (قسمت دوم)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

قصه چهاردهم: معاویه (قسمت پایانی)

جمـــع آوری پارچه های عـــزا و سیاه از حـــرم مطهـــر سیدالش...

🔥 #فتنه_مسئولین🔥 #فتنه_خواص🔥 #فتنه_اکبر 📣 جان #رهبر_انقلاب د...

قصه یازدهم: محمد بن ابیبکر

شهید عباس باباییشهید عباس بابایی در سال 1329 در شهرستان قزوی...

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت دوم)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط