پارت ارنیکا
هرکی یه طعم خواست
فرزاد:تاسفارشا برسه بازی کنیم ج ح
همه:باشه
چرخوندم بطریرو افتاد رو رضا نیکا
رضا:ج ح
نیکا:خب ج
رضا:حالا شد ارسلانو بوس کن
نیکا:چی
ارسلان:بوس کننن
نیکا:خفه شو بیشور
رضا:جرعت گفتی
نیکا: لوپ
رضا:نچ
فرزاد:لوپ
زضا:باشه داداش بخاطر تو لوپ
نیکا:لوپشو بوس کردم که لبموگرفت
بعد ازهم جدا شد
نیکا:😡😡
ارسلان:یه بوس زدم دو لپش
ناراحت نباش چیزی نشد که
نیکا:آه
فرزاد:حالا ولش بچرخونید
چرخید افتاد رو نیکا و دیانا
نیکا:ج ح
دیانا:ج
نیکا:زنگ بزن رل قبلیت بگو که عاشقشی
دبانا:ندارم
نیکا عسل محشاد:نداری هااا
متین؛جالب شد زنگ بزن
دیانا:دارم برات فلاحی
نیکا:باشه رحیمی
دیانا :زنگ زدم به حامد
برداشت
حامد:الو چیشده دلت واسم تنگیده
دیانا:الو ..خ..وب..من هنوز
حامد:عاشقمی میدونستم باشه فردا قرار بزاریم
دیانا:خفه شو پسره رو بازی بود حکمم توبودی
حامد"دد
قطع کردم
دیانا:بیا فلاحی
نیکا:خوبه خیالم راحت شد
خب چرخید افتاد به محشادو ارسلان
ارسلان:ج ح
محشاد:ج
ارسلان:خب نیکا چیکار کنیم
نیکا:خب عشقم یه ترکیب سمیی درست کنیم
ارسلان:ته بنظرم یه حکم بدیم
نیکا:خب ..زنگ بزن به ستایش بهش بگو تو راجب من چیا به دیانا گفتی
دیانا:اا نیکا چره بین منو ستایشو میخوای بهم بزنی؟
نیکا:همینی که هس
ارسلان:همینی که خانومم گفت
محشاد باسه
زنگ زدم ستایش کلی به دیانا فش داد بعد فهمید حکمه زد زیر خنده معذرت خواهی کرد
سفارشا رسید
فرزاد:تاسفارشا برسه بازی کنیم ج ح
همه:باشه
چرخوندم بطریرو افتاد رو رضا نیکا
رضا:ج ح
نیکا:خب ج
رضا:حالا شد ارسلانو بوس کن
نیکا:چی
ارسلان:بوس کننن
نیکا:خفه شو بیشور
رضا:جرعت گفتی
نیکا: لوپ
رضا:نچ
فرزاد:لوپ
زضا:باشه داداش بخاطر تو لوپ
نیکا:لوپشو بوس کردم که لبموگرفت
بعد ازهم جدا شد
نیکا:😡😡
ارسلان:یه بوس زدم دو لپش
ناراحت نباش چیزی نشد که
نیکا:آه
فرزاد:حالا ولش بچرخونید
چرخید افتاد رو نیکا و دیانا
نیکا:ج ح
دیانا:ج
نیکا:زنگ بزن رل قبلیت بگو که عاشقشی
دبانا:ندارم
نیکا عسل محشاد:نداری هااا
متین؛جالب شد زنگ بزن
دیانا:دارم برات فلاحی
نیکا:باشه رحیمی
دیانا :زنگ زدم به حامد
برداشت
حامد:الو چیشده دلت واسم تنگیده
دیانا:الو ..خ..وب..من هنوز
حامد:عاشقمی میدونستم باشه فردا قرار بزاریم
دیانا:خفه شو پسره رو بازی بود حکمم توبودی
حامد"دد
قطع کردم
دیانا:بیا فلاحی
نیکا:خوبه خیالم راحت شد
خب چرخید افتاد به محشادو ارسلان
ارسلان:ج ح
محشاد:ج
ارسلان:خب نیکا چیکار کنیم
نیکا:خب عشقم یه ترکیب سمیی درست کنیم
ارسلان:ته بنظرم یه حکم بدیم
نیکا:خب ..زنگ بزن به ستایش بهش بگو تو راجب من چیا به دیانا گفتی
دیانا:اا نیکا چره بین منو ستایشو میخوای بهم بزنی؟
نیکا:همینی که هس
ارسلان:همینی که خانومم گفت
محشاد باسه
زنگ زدم ستایش کلی به دیانا فش داد بعد فهمید حکمه زد زیر خنده معذرت خواهی کرد
سفارشا رسید
۱۳.۹k
۱۲ خرداد ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۶)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.