با قلب شکستہ بی پناه آمده ام

با قلب شکستہ بی پناه آمده ام
مستأصل و با حال تباه آمده ام

در ماه صیام و سفره ے عشق خدا
اندر پی گوشہ چشم شاه آمده ام

امشب شب قدر و آرزوها جارےست
دنـــــــــبال نگاه و تڪیہ گاه آمده ام

جانانہ ڪجایی کہ دلم افسرده ست؟
زین روے چنین زود و پگاه آمده ام

وقت است ببینی همہ احوال مرا
با یک دل خون و پُر ز آه آمده ام

ایّام هوس طےشد و یک عمر گذشت
بُگذر ز منی ، ڪہ رو سیاه آمده ام




‌✦✦❃
دیدگاه ها (۴)

شعر کلاغ و عقاب دکترپرویز ناتل خانلری (از شاهکارهای شعر- معا...

همچو مریم گوی پیش از فوت ملکنقش را کالعوذ بالرحمن منکدید مری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط