مراقب تفکرات انجمن حجتیه در بدنه انقلابی ها باشیم
#مهم
✍از تقابل با انقلاب تا بیاعتمادسازی نسبت به ساختار انقلاب
⏳(زمان مطالعه ۲ دقیقه)
انجمن حجتیه را نمیتوان صرفاً با چند اختلافنظر سیاسی با جریان انقلاب تعریف کرد. یکی از مهمترین اختلافات تاریخی آن جریان با نیروهای انقلابی، به اصل تشکیل حکومت اسلامی و شیوه مبارزه با حکومت پهلوی بازمیگشت. درباره همکاری برخی اعضای انجمن با ساواک نیز اسناد و گزارشهای تاریخی وجود دارد؛ هرچند تعمیم این موضوع به تکتک اعضا یا همه دورههای فعالیت انجمن، نیازمند دقت تاریخی است.
اما مسئله مهمتر، تغییر صورت مسئله پس از پیروزی انقلاب اسلامی است.
وقتی نظام جمهوری اسلامی شکل گرفت و ساختارهای رسمی حکومت یکی پس از دیگری مستقر شدند، طبیعتاً تقابل با اصل انقلاب دیگر نمیتوانست همان شکل پیش از انقلاب را داشته باشد. در چنین شرایطی، اگر یک تفکر همچنان با اصل «حکومت دینیِ مستقر» مسئله داشته باشد، صورت تقابل میتواند تغییر کند:
از مقابله با شکلگیری حکومت
به بیاعتماد کردن جامعه نسبت به ساختار حکومت.
اینجا باید دقیق شد.
وقتی نهادهای رسمی کشور دائماً با برچسبهایی مانند «نفوذ»، «انحراف»، «خیانت» و «سازش» معرفی شوند؛ وقتی هر تصمیمی که با تحلیل شخصی ما سازگار نیست، نشانه نفوذ تلقی شود؛ وقتی اعتبار نهادهایی مانند شورای عالی امنیت ملی ــ که بخشی از ساختار رسمی تصمیمگیری جمهوری اسلامی است ــ صرفاً به دلیل مخالفت با برداشت یک جریان زیر سؤال برود، دیگر با یک نقد معمول سیاسی مواجه نیستیم.
بیاعتمادسازی، اگر به یک روش دائمی تبدیل شود، میتواند همان کارکردی را پیدا کند که تقابل مستقیم با اصل نظام در دوره پیش از استقرار جمهوری اسلامی داشت: تضعیف امکان شکلگیری و استمرار یک ساختار حکمرانی معتبر.
البته این به معنای آن نیست که هر منتقد ساختار جمهوری اسلامی یا هر مخالف یک تصمیم را باید به انجمن حجتیه نسبت داد. چنین برچسبزنیای دقیقاً همان روش نادرستی است که باید از آن پرهیز کرد.
بحث بر سر شباهت یک الگوی رفتاری است:
دیروز، مسئله میتوانست مقابله با شکلگیری حکومت اسلامی باشد؛
امروز، اگر کسی با بیاعتبارسازی مستمر نهادهای رسمی، اعتماد جامعه به همان حکومت را فرسوده کند، نتیجه عملیِ این رفتار میتواند تضعیف ساختار باشد؛ حتی اگر شعار و ادبیات آن کاملاً متفاوت شده باشد.
بنابراین باید میان نقد ساختار و تخریب اعتماد به ساختار تفاوت گذاشت.
نقد شورای عالی امنیت ملی، دولت، مجلس یا هر نهاد دیگری کاملاً ممکن و حتی ضروری است؛ اما نقد با این پیشفرض که «ساختار اساساً قابل اعتماد نیست» تفاوت دارد.
چون اگر قرار باشد هر تصمیم رسمی را مشکوک، هر مسئول را نفوذی و هر نهاد را گرفتار انحراف بدانیم، در نهایت دیگر مسئله فقط اختلاف بر سر یک تصمیم نیست؛ مسئله، فرسایش اعتماد به کلیت سازوکار حکمرانی جمهوری اسلامی است.
و این همان نقطهای است که باید درباره آن جدیتر فکر کرد:
اگر شکل مبارزه عوض شده باشد، لزوماً به این معنا نیست که کارکرد آن هم عوض شده است.
#انجمن_حجتیه
#نفوذ_در_لباس_انقلابیگری
#تفکرات_احمدی_نژادی
#موساد#بی_اعتماد_سازی_به_ساختارهای_نظام
✍از تقابل با انقلاب تا بیاعتمادسازی نسبت به ساختار انقلاب
⏳(زمان مطالعه ۲ دقیقه)
انجمن حجتیه را نمیتوان صرفاً با چند اختلافنظر سیاسی با جریان انقلاب تعریف کرد. یکی از مهمترین اختلافات تاریخی آن جریان با نیروهای انقلابی، به اصل تشکیل حکومت اسلامی و شیوه مبارزه با حکومت پهلوی بازمیگشت. درباره همکاری برخی اعضای انجمن با ساواک نیز اسناد و گزارشهای تاریخی وجود دارد؛ هرچند تعمیم این موضوع به تکتک اعضا یا همه دورههای فعالیت انجمن، نیازمند دقت تاریخی است.
اما مسئله مهمتر، تغییر صورت مسئله پس از پیروزی انقلاب اسلامی است.
وقتی نظام جمهوری اسلامی شکل گرفت و ساختارهای رسمی حکومت یکی پس از دیگری مستقر شدند، طبیعتاً تقابل با اصل انقلاب دیگر نمیتوانست همان شکل پیش از انقلاب را داشته باشد. در چنین شرایطی، اگر یک تفکر همچنان با اصل «حکومت دینیِ مستقر» مسئله داشته باشد، صورت تقابل میتواند تغییر کند:
از مقابله با شکلگیری حکومت
به بیاعتماد کردن جامعه نسبت به ساختار حکومت.
اینجا باید دقیق شد.
وقتی نهادهای رسمی کشور دائماً با برچسبهایی مانند «نفوذ»، «انحراف»، «خیانت» و «سازش» معرفی شوند؛ وقتی هر تصمیمی که با تحلیل شخصی ما سازگار نیست، نشانه نفوذ تلقی شود؛ وقتی اعتبار نهادهایی مانند شورای عالی امنیت ملی ــ که بخشی از ساختار رسمی تصمیمگیری جمهوری اسلامی است ــ صرفاً به دلیل مخالفت با برداشت یک جریان زیر سؤال برود، دیگر با یک نقد معمول سیاسی مواجه نیستیم.
بیاعتمادسازی، اگر به یک روش دائمی تبدیل شود، میتواند همان کارکردی را پیدا کند که تقابل مستقیم با اصل نظام در دوره پیش از استقرار جمهوری اسلامی داشت: تضعیف امکان شکلگیری و استمرار یک ساختار حکمرانی معتبر.
البته این به معنای آن نیست که هر منتقد ساختار جمهوری اسلامی یا هر مخالف یک تصمیم را باید به انجمن حجتیه نسبت داد. چنین برچسبزنیای دقیقاً همان روش نادرستی است که باید از آن پرهیز کرد.
بحث بر سر شباهت یک الگوی رفتاری است:
دیروز، مسئله میتوانست مقابله با شکلگیری حکومت اسلامی باشد؛
امروز، اگر کسی با بیاعتبارسازی مستمر نهادهای رسمی، اعتماد جامعه به همان حکومت را فرسوده کند، نتیجه عملیِ این رفتار میتواند تضعیف ساختار باشد؛ حتی اگر شعار و ادبیات آن کاملاً متفاوت شده باشد.
بنابراین باید میان نقد ساختار و تخریب اعتماد به ساختار تفاوت گذاشت.
نقد شورای عالی امنیت ملی، دولت، مجلس یا هر نهاد دیگری کاملاً ممکن و حتی ضروری است؛ اما نقد با این پیشفرض که «ساختار اساساً قابل اعتماد نیست» تفاوت دارد.
چون اگر قرار باشد هر تصمیم رسمی را مشکوک، هر مسئول را نفوذی و هر نهاد را گرفتار انحراف بدانیم، در نهایت دیگر مسئله فقط اختلاف بر سر یک تصمیم نیست؛ مسئله، فرسایش اعتماد به کلیت سازوکار حکمرانی جمهوری اسلامی است.
و این همان نقطهای است که باید درباره آن جدیتر فکر کرد:
اگر شکل مبارزه عوض شده باشد، لزوماً به این معنا نیست که کارکرد آن هم عوض شده است.
#انجمن_حجتیه
#نفوذ_در_لباس_انقلابیگری
#تفکرات_احمدی_نژادی
#موساد#بی_اعتماد_سازی_به_ساختارهای_نظام
- ۱۵.۱k
- ۰۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط