{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p3

p3



و رفت پایین
وقتی رفت پایین
مادر بزرگ: سلام عروس خانوم تو به عروس من شدن لایق هستی
ات: من عروس شما نیستم و نخواهم شد و منو هم عروس خانوم صدا نکنید من یک اسم دارم و دوست ندارم کسی منو عروس خانوم صدا کنه
مادر بزرگ: زبونت خیلی درازه باید ببرم زبونتو
ات: اول زبون خودتون رو ببرید بعد مال منو
کوک: عه بسه دیگه تمومش کنید اه
ا.ت و کوک رفتن بالا
ا.ت گفت که من میخوام برم کلاسم
کوک گفت نه نمیشه
ات: چرا من مگه اینجا اسیر شماهستم
کوک: اره دیگه توماله منی
ات: من هیچ وقت مال تو نمیشم و نخواهم شد فهمیدی یانه
کوک توخیلی زمانه ماله منی
ات: بس کن من مال تونیستم
کوک؛: از پشت با گلدان شیشه ای به سرش زد و ات بیهوش شد دباره که بیدار شدم دیدم که کوک رو ی سرم وایساده به من نگاه میکه
ات: چرا بهم اون طوری نگاه میکنی
کوک چون عصبانیم کردی.....
دیدگاه ها (۲)

p5 دکتر بله درسته. دیگه من باید برم کوک: خ خدافظات: یعنی م...

p6ات: باشه ۵سال بعد ات و کوک داشتن به دامشگاه می رفتن بچه ها...

p2من و کوک لخت بودیم ا.ت: ایجا کجاست من کجا امدم این کیه؟ ...

p1هم کلاسه هاشخصیت ها = ا. ت. جونگ کوک. تیانگ. جنی ا.ت به کل...

ویو ا. تصبح با دل درد شدیدی از خواب بیدار شدم زیر پام پر از ...

کوک : این ا. ت هست و نامزد منبابای کوک : چیی؟ نامزد؟ تو از ک...

سناریو ران پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط