پسرعمه: آقاي مجري شما روزي چند ساعت کار ميکني؟
پسرعمه: آقاي مجري شما روزي چند ساعت کار ميکني؟
مجري: 10ساعت
پسرعمه: قيمت همه چي هم که 3برابر شده،نه؟
مجري: بله متاسفانه
پسرعمه: آخر ماه پولي واست ميمونه؟
مجري: معمولاٌ نه
پسرعمه: پس اخراج شدن من از مدرسه ممکن نيست شمارو بدبخت تر از اين کنه!
مجري: اخراج شدي بچه!؟چرا؟
پسرعمه: هيچي،بچه ها داشتن تو کلاس دست ميزدن...
مجري: پس چرا تورو اخراج کردن؟ حتماٌ داشتي از همه بلندتر دست ميزدي ديگه!
پسرعمه: نخير! من اصلاٌ دست نميزدم! چرا زود قضاوت ميکني؟ من داشتم اون وسط ميرقصيدم
مجري(با عصبانيت): واي خدا دارم ديوونه ميشم...!!!!!
پسرعمه: حق داري،منم روزي 10ساعت کار ميکردم آخر ماه هيچ پولي واسم نميموند ديوونه ميشدم!
مجري: 10ساعت
پسرعمه: قيمت همه چي هم که 3برابر شده،نه؟
مجري: بله متاسفانه
پسرعمه: آخر ماه پولي واست ميمونه؟
مجري: معمولاٌ نه
پسرعمه: پس اخراج شدن من از مدرسه ممکن نيست شمارو بدبخت تر از اين کنه!
مجري: اخراج شدي بچه!؟چرا؟
پسرعمه: هيچي،بچه ها داشتن تو کلاس دست ميزدن...
مجري: پس چرا تورو اخراج کردن؟ حتماٌ داشتي از همه بلندتر دست ميزدي ديگه!
پسرعمه: نخير! من اصلاٌ دست نميزدم! چرا زود قضاوت ميکني؟ من داشتم اون وسط ميرقصيدم
مجري(با عصبانيت): واي خدا دارم ديوونه ميشم...!!!!!
پسرعمه: حق داري،منم روزي 10ساعت کار ميکردم آخر ماه هيچ پولي واسم نميموند ديوونه ميشدم!
- ۸۹۸
- ۱۳ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط