چه شبایی از ترس اینکه رگامو نزنم

چه شبایی از ترس اینکه رگامو نزنم
دعا کردم خورشید بیاد و فردا شه
مامان اون روز نزدیکه همه میگن
هر چی خاکه بقای عمر شما باشه
میرم تا مادر من نباشه بی حرمت
ی طوری کنار بیا اصن بزار پای قسمت
این جماعت بدجوری مرده پرست شدن
سرشون سلامت ولی دلگیرم از خودم
رفتی و قیدمو زدی مرگمو ی روز میبینی
اینبار عکسمو رو خاک ببینی خداوکیلی
بعد تو جا تو این خونه گرفت سیگار و دود
اصلن من بدعالم ولی این حقم نبود
لالایی دیگه رفتم سر خاکم بشین
لالایی عکسمونو حالا با گریه ببین
لالایی بخواب آروم منو رگامو تیغ
لالایی اینو بدون که بد کردی رفیق
لالایی لالایی لالایی لالایی…
دیدگاه ها (۲)

امشب یه جوری قسم دادم خاکو که زجه هامو تا خود خدا برسونهدعا ...

داش مهراب چیشده؟؟😐 سردرد داری بازم👀 اره سراج جان مثل همیشه ...

امشب نوبت توئه زانوی غم بغل بگیریقاب عکسمو بگیر بگو عشقم کجا...

Freia Mikealsone..

حسنم داداششو داره :)!

ولی غم آراس ;)!

وای چقدر قشنگن آخه :)))

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۴۰. خد...

وای فادیمه ;)!

خیلی خوبن:))

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط