^o^) (^o^)دختر کوچولو از جا پرید. جوری که انگار وحشتناک ترین...

**پارت ۳۳**تفِ خونیِ من روی سینه‌اش، آخرین جرقه‌ای بود که ان...

رمان هفتمین سایه

مافیای من

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

|#سیگار#بنفش#ابی#دختر#دپ #رگ #دست #فراموش #بعضی_وقتا #شاخ #ز...

|#سیگار#بنفش#ابی#دختر#دپ #رگ #دست #فراموش #بعضی_وقتا #شاخ #ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط