{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته و دلگیر و غمگینم،جهانم خوب نیست

خسته و دلگیر و غمگینم،جهانم خوب نیست
روزگارم غیر از آه و حسرت و اندوه نیست

مردی و مردانگی هم دست و پا گیرم شده
گریه یک مرد در این اجتماع،مطلوب نیست

در پی یک لحظه آرامش دویدن عادت است
آنچنان در روزگارم لحظه مرغوب نیست

روح من لک زد برای لحظه ای هم صحبتی
خبری از یار و همدرد و رفیق خوب نیست

آینه با پاکی و یک رنگیش فریاد زد
هی فلانی چهره تو،چهره دیروز نیست

چین پیشانی،چروک صورت و موی سفید
در درون سن من،در هیچ کجا مرسوم نیست

روزگارم دیدنی شد ای تو رفته از برم
انعکاس رفتنت،در روزگارم خوب نیست
دیدگاه ها (۳)

زندگی بی چشم تو در قلب من پوشالی استچونکه جای عشق تو در جان ...

برام هیچ حسی شبیه تونیستکنارتودرگیرارامشمهمین ازتمام جهان کا...

دنیا به چه میبالی………؟به دل های شکسته ی ما……؟به سرنوشت تلخ ما...

‍ در طواف شمع می‌گفت این سخن پروانه‌ایسوختم زبن آشنایان ای خ...

جونگکوک با تکان داد سرش تعیید کرد و وارد اتاقش شد با گام آرا...

(سایه های خونی) part ۹/__شمارش شروع شد،همه ی ماشین ها با غرش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط