مافیای من part 4

که همون موقع شوگا کرم درونش فوران کرد رفت سر کوک رو به پایین فشار داد یونا هم مثل افسرده ها خفه خون گرفته بود ته هم اونور داشت جر میخورد از خنده که هانا اومد و با لگد رفت تو صورت کوک
ویو کوک:
ته هولم داد افتادم رو یونا لبامون خورد بهم منم از خدام بود پس جدا نشدم که یهو یه چیزی خورد تو صورتم که باعث شد یه متر اونور تر بیوفتم
ویو بورام :
دیدم این الاغ قرار نیس بلند بشه پس رفتم دوتا زدم تو فکش ولی اوکیه نشد که لنگاشو گرفتم و با خودم بردم ( خطاب به یونا)
شوگا: وایسا برسونمتون این موقع شب خوب نیس سه تا دختر مست و خوشگل تنها تو خیابون باشن ( نیشخند)
هانا: همین دختر مست میتونه قبرتو بکنه و سر مزارت خرما پخش کنه(با لحن جدی)
ته:اوووووووو نکشیمون جومونگ خانمم( خنده)
بورام : تو خسته نشدی انقدر خندیدی؟
ته در حال جر خوردن است
ته: اخه قیافه یونا رو میبینم نمیشه نخندید( خنده )
همان موقق یونا به حالت عادی برگشت و گفت
یونا: دوست داری قبرت کجا باشه؟( با چاقو درون دستش)
ته : تو قلب تو( چشمک)
یونا اومد حمله کنه که کوک گرفتش
کوک: به اعصابت مربع باش خیر سرت دختری ادم باش
شوگا : من میرم بخوابم
بورام : حالا نمیخواد اعلام کنی برای کسی مهم نیس
شوگا : پس بای
همه : بای ( حتی نگاشم نکردن)
شوگا داشت میرفت که برگشت گفت
شوگا : نمیخوای راه بیوفتی ( خطاب به بورام)
بورام : من؟
شوگا: نه په من خو تو دیگه ( پوکر)
بورام : من چرا باید بیام برو بخواب دیگه
شوگا : بدون شما که نمیشه خوابید ( چشمک)
بورام ( پوکر)
ویو شوگا:
دیدم نمیاد و داره لج میکنه پس رفتم سمتش و براید استایل بلندش کردم رفتم سمت ماشین
بورام : عررررررررررر هواپیماا سواریییی ویژژژژژژژژژ یوهووووووووو
شوگا : چته دقیقا
بورام:( تازه فهمید چه گوهی خورده )
بورام : اممم هیچ گوه خوردم
شوگا: اهوم(خمار)
ویو تو ماشین:
شوگا: بورام
بورام : بله
شوگا : دوست پسر داری؟
بورام اندر ذهن خود :( از ایران خلاص شدیم به امید این که فضول نباشه ولی فضول جماعت همینجاست)
بورام : نه
شوگا : خوبه پس ( اروم )
بورام : ببین من کرم نمیشنوم چی میگی یا مثه ادم حرف بزن یا ساکت شو میخوام بخوابم
شوگا: ( پوکر)
رسیدن خونه شوگا
ویو شوگا: دیدم خوابیده راستش یه جورایی ازش خوشم اومده رفتم نزدیکش که یهو بیدار شد رفتم عقب
بورام : اینجا کجاست ؟عررررررررر قصر ؟ من مردم ؟ اینجا بهشته ؟ نه وایسا خدا که کصخل نیس منو بزاره بهشت پس اینجا کجاس چه بزرگه
شوگا : دو دقیقه نفس بگیر خفه شدی خو بعدشم تا حالا به کنار خونت نگاه نکردی؟ خاک تو سرت بجز کر کورم هستی ( خنده)
بورام : حالا به روم نیاااار من رفتم بای
شوگا : حیف بیدار شدی وگرنه الان رو تخت من بودی( نیشخند)
ویو بورام :
پیاده شدم دیدم کوک دخترا رو رسونده ولی این مهم نبود جالبیش این بود که یونا و کوک داشتن کیس میرفتن و هانا روی کول ته بود چشام از حدقه زده بودن بیرون که یونا منو دید و سریع جدا شد اومد طرفم
یونا : اومدی بیا بریم شیر موز درست کن شیر موز میخواممم( کیوت و با تهدید )( با دنپایی تو دستش)
بورام: به کوک بگو درست کنه برات( چشمک)
رفتم داخل که دیدم کوک اومد داخل
بورام : میگم جناب کوک راحتید؟
کوک: اگه از خونه بری بیرون راحت ترم
بورام: (پوکر)
رفتم تو اتاق لباس عوض کردم (لباس بورام اسلاید 2)اومدم از پله بیام پایین که دوباره با صحنه ی کیس اون دوتا مواجه شدم پس ترجیح دادم برگردم اتاقم که دیدم..............



بقیش پارت بعد ........ خماری خوش بگذره دوستان
دیدگاه ها (۷)

از الان عکس رمان تهیونگ اینه نظرتون رو راجب عکسه بگینپارت هش...

پارت ششسانا: اگر حرفم رو باور نکردی اشکال ندارهفقط بهم گوش ک...

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

╭─────────────── 🎂 ───────────────╮✦ پارت ۶۳ | این بار ته طر...

وقتی استادت بودP:1ویو ا.ت:صبح بیدار شدم دیدم بوی قهوه میاد س...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ²ویو تهیونگ که رفتم سمت در.دست گ...

.PRISON MAFIA.

Iove and the moonPart51♡ویو مهمانی● ساعت هشت شب بود و من و ک...

وقتی میرین مهمونی ولی...درخواستی ادکلن هم زدم که صدای هول زد...

پنهان عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط