{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم
شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم

اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت
کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم

کی ام، شکوفه اشکی که در هوای تو هر شب
ز چشم ناله شکفتم، به روی شکوه دویدم

مرا نصیب غم آمد، به شادی همه عالم
چرا که از همه عالم، محبت تو گزیدم

چو شمع خنده نکردی، مگر به روز سیاهم
چو بخت جلوه نکردی، مگر ز موی سپیدم

بجز وفا و عنایت، نماند در همه عالم
ندامتی که نبردم، ملامتی که ندیدم

نبود از تو گریزی چنین که بار غم دل
ز دست شکوه گرفتم، بدوش ناله کشیدم

جوانی ام به سمند شتاب می شد و از پی
چو گرد در قدم او، دویدم و نرسیدم

به روی بخت ز دیده، ز چهر عمر به گردون
گهی چو اشک نشستم، گهی چو رنگ پریدم

وفا نکردی و کردم، بسر نبردی و بردم
ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟
دیدگاه ها (۱)

ای دوست از گیتار شکسته طلب ساز مکن

شاید... یک روز؛ یک شب؛ یک جا؛ یک نفر؛ فقط یک نفر شبیه تو آمد...

امشب دوباره غرق در تمنای دیدنتسرمه ی انتظار به چشمانم میکشما...

تـو رهروِ دیرینه‌ی سر منزل عشقی

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم شکستی و نشکستم، بُریدی و ...

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدمشکستی و نشکستم، بُریدی و ن...

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدمشکستی و نشکستم، بُریدی و ن...

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدمشکستی و نشکستم، بُریدی و ن...

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدمشکستی و نشکستم، بُریدی و ن...

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم شکستی و نشکستم، بُریدی و ...

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم شکستی و نشکستم، بُریدی و ...

مهرداد اوستا در جوانی عاشق دختری شده و قرار ازدواج می‌گذارند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط