{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا خود با تو چیزی در میان هست

مرا خود با تو چیزی در میان هست
و گر نه روی زیبا در جهان هست
وجودی دارم از مهرت گدازان
وجودم رفت و مهرت همچنان هست
مبر ظن کز سرم سودای عشقت
رود تا بر زمینم استخوان هست
اگر پیشم نشینی دل نشانی
و گر غایب شوی در دل نشان هست
به گفتن راست ناید شرح حسنت
ولیکن گفت خواهم تا زبان هست
ندانم قامتست آن یا قیامت
که می گوید چنین سرو روان هست
توان گفتن به مه مانی ولی ماه
نپندارم چنین شیرین دهان هست
بجز پیشت نخواهم سر نهادن
اگر بالین نباشد آستان هست
برو سعدی که کوی وصل جانان
نه بازاریست کان جا قدر جان هست


#سعدی
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم درکنار زندگیم

تو خواهی ماند…مرا خود با تو سری در میان هست وگرنه روی زیبا د...

...مرا خود با تو چیزی در میان هستو گر نه روی زیبا در جهان هس...

...مرا خود با تو چیزی در میان هستو گر نه روی زیبا در جهان هس...

مرا خود با تو سری در میان هستوگرنه روی زیبا در جهان هستوجدی ...

مرا خود با تو سری در میان هستوگرنه روی زیبا در جهان هستوجدی ...

جانا حدیث شوقت، در داستان نگنجدرمزی ز راز عشقت، در صد بیان ن...

آن که بر نسترن از غالیه خالی داردالحق آراسته خلقی و جمالی دا...

🌹ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی....🌹

خلاف دوستی کردن به ترک دوستان گفتننبایستی نمود این روی و دیگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط