{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک جونگکوک:زیرزمین

فیک جونگکوک:زیرزمین
part⁵⁸

ویو ا.ت

هر چی بهش میگفتم آروم تر برو تند تر میرفتم
خیلی تند میرفتم اینقدر که کم کم داشت حالم به هم می خورد خیلی ترسیده بودم که یوقت تصادف کنیم
هی خدا خدا میکردم که یه وقت تصادف نکنیم
یه کم جلوتر یه ماشین پلیس دیدم خدارو شکر حداقل ماشین پلیس سرعت زیاد ماشین رو میبینه میاد
ولی همون موقع جونگکوک سرعت ماشینشو آورد پایین و از جلوی ماشین پلیس رد شد
ولی بازم میترسیدم
جونگکوک خیلی عصبی نگام می‌کرد

ویو جونگکوک

خیلی با تند رانندگی میکردم اینقدر که از قیافه ای ا.ت معلوم بود حالش میخواد به هم بخوره نگاهمون به جلو انداختم که یخ ماشین پلیس دیدم
برای اینکه نیاد جلوم و ا.ت هم بره سرعت ماشینو آوردم پایین ا.ت خیلی ترسیده
اون فقط مال منه کسی جز من نمیتونه اونو داشته باشه
بعد یه چند دیقه ا.ت گفت...

+نگه دار
_خفه شو(داد)
+بهت میگم نگه دار(اخم)
_ا.ت خفه شو
+نگه دار نمی تونم تحمل کنم حال میخواد به هم بخوره
_به من چه(اخم)
+جونگکوک نگه دار(ا.ت همون موقع دستش رو میزاره دم دهنش جونگکوک وایمیسه از اون جایم که در ماشین باز بود ا.ت سریع از ماشین میاد پایین و سریع کنار یه درخت بالا میاره جونگکوک ام با یه بطری آب میره پیشش و دستش رو میزاره روی کمرش ا.ت هم همین طوری بالا میاره بعد ام که تموم شد جونگکوک بطری آب رو بهش میده ا.ت دهنشو میشوره آب میخوره)
+ممنون
_برو سوار شو
+نمی خوام
_ا.ت نمی خوام دستت رو محکم بگیرم برو سوار شو
(بچه ها ا.ت کفشاش بوتس سفید بوده برا همین سریع می دوید)
دیدگاه ها (۰)

کفش ا.ت توی پارت⁵⁸تا⁵⁶ فیک جونگکوک:زیرزمین

فیک جونگکوک:زیرزمینpart⁵⁹ویو ا.تاز عصبانیت جونگکوک خیلی میتر...

فیک جونگکوک:زیرزمینpart⁵⁷ویو جونگکوکبا پسرا تصمیم گرفتیم بری...

فیک جونگکوک:زیرزمینpart⁵⁴ویو ا.ترفتم خونه ای این سوک تمام وس...

::forced love::Part 4::گوشی جونگکوک زنگ میخورهجونگکوک اروم ب...

آتیشی که از بارون شروع شدprt, 20ویوی ا. تجلوی عمارت ایستاده ...

love in the dark⑦③دو روز بعد(شب) همه ی وسایلمون رو جمع کرده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط