چطور شروع کنم چه سخت است شروع بحثی که پایان یافته

چطور شروع کنم چه سخت است شروع بحثی که پایان یافته
داستانی دارم
مثل همیشه یکی بود و دیگری نبود
از قضا قاصدکی هم صحبت افتابگردانی شد
بحثشان شیرین بود لحظات زیبا بود خاطرات ماندنی
تا سرو کله وابستگی ها پیدا شد
قاصدک میدانست که همه هستی گل عشق او خورشید است
و خوب میفهمید گر نباشد عاشق خورشید فردایش به غم خواهد نشست
پس چو این میدانست
ترک گل کرد و پرید اوج گرفت تا به افق
همه امیدش اما گل ماندن او بود
اینکه شاداب باشد
گل بماند نه به عمر بلکه به ذات
کوله بار دلواپسی اش سنگین بود
کنج دیواری نشست
باز بر بی کسی خود خندید
و دگر باز نگشت...!
دیدگاه ها (۱)

چطور شروع کنم چه سخت است شروع بحثی که پایان یافتهداستانی دار...

چطور شروع کنم؟خیلی سخت است شروع بحثی که پایان یافته!!داستانی...

اون شبهنگام غروب بود ، خورشید نارنجی رنگ سطح آبی دریا رو سر...

«سِفْرِ حَدّ: الهی‌نامه‌یِ بهرام محمدی»۳۲. ستون اعتماد: پرور...

زندگی برگشتی نداره

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۴۱. ای...

چقدرحق‌🤌🏻#ویسگون #بدون_مخاطب

وقتی‌کسی‌بهت‌دلگرمی‌میدهفکرنکن‌زندگی‌ش‌ازتوآسون‌ترهبعضیاخودش...

♨️رویترز:ایران، آخرین پیشنهاد ارائه شده از سوی ایالات متحده ...

جهنم خوش بگذره حرومزاده ♨️ رسانه‌ های محلی گزارش دادند که یک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط