786
786
از کوچه صدای پای غم می آید ...
هم پای علی قدم قدم می آید ...
مردی که تمام قامتش ایمان بود ...
با فرق شکسته ' پشت خم می آید ...
اینبار به جای عطر لب های علی ...
از مسجد کوفه بوی سم می آید ...
با رنگ پریده مجتبی می گوید :
آماده شوید ' مادرم می آید ...
پس زینب کبرای مصیبت دیده ...
با سینه پر شکوه به دم می آید :
تو می روی و خدا فقط می داند ...
بعدت چه بلایی به سرم می آید ...
این طفل یتیمی که بزرگش کردی ...
یک روز به غارت حرم می آید ...
سید عبدالرضا هاشمی ...
اللهم العن الجبت و الطاغوت و النعثل ...
اللهم العن قتله امیرالموءمنین ...
از کوچه صدای پای غم می آید ...
هم پای علی قدم قدم می آید ...
مردی که تمام قامتش ایمان بود ...
با فرق شکسته ' پشت خم می آید ...
اینبار به جای عطر لب های علی ...
از مسجد کوفه بوی سم می آید ...
با رنگ پریده مجتبی می گوید :
آماده شوید ' مادرم می آید ...
پس زینب کبرای مصیبت دیده ...
با سینه پر شکوه به دم می آید :
تو می روی و خدا فقط می داند ...
بعدت چه بلایی به سرم می آید ...
این طفل یتیمی که بزرگش کردی ...
یک روز به غارت حرم می آید ...
سید عبدالرضا هاشمی ...
اللهم العن الجبت و الطاغوت و النعثل ...
اللهم العن قتله امیرالموءمنین ...
- ۲.۰k
- ۱۷ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط