خانوم چرخنده خوشبحالت....

خانوم چرخنده خوشبحالت....
تو در گوش زمین در میان سجده هایت چه گفتی که اینگونه لایق شدی
خوشبحالت...
تو را مقدس میخوانم , خودت را ,چادرت را ,,, تویی که یکباره اینگونه چرخیدی حتما ان لحظه ی نگاه مادرم فاطمه بود , ان لحظه نگاه امام زمان بود, ان لحظه لحظه نگاه خدا بود ومن به این لحظه های قشنگ تو غبطه میخورم , کار تو من را به یاد (حر) انداخت ...
خوشبحالتان, خوشبحال همه کسانی که در یک لحظه, تصمیم درست میتواند برایشان عاقبت بخیری بیاورد . تو عاقبت بخیر شدی , دعایمان کن تا تمام جوانان ایران عاقبت بخیر شوند...
(شاید کسانی این نوشته را قبول نداشته باشند ولی حرفهای دلم بود )
دیدگاه ها (۱۷)

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

☀️ به نام او که اول و آخر است 🌹 سـ🌸ـلام💗صبح آدینه تون بخیر ...

💠 یکبار حاج حسین بادپا رو به من گفت: #حاج_قاسم از #غیب خبر د...

♡بسم رب الحسین♡🍃همه درگیر بودند، درگیر شهادت، به دنبال کسب ل...

💙بسم الله الرحمن الرحیم💙از روی ادب به رسم هر روز صبح سلام بر...

پیر مرد سرفه ای کرد و با لحنی مهربان و پدرانه صدا زد: پسرم،...

سلام، روزت بخیر 🌿 🕯️ نجوای پنجشنبه؛ در آستانهٔ آدینهامروز پ...

[ نخونده لایک نکنید و متن زیر رو حتما کامل بخونید ]

بسم رب الشهداء...خاطرات سردار شهیدحاج حسین بادپا...قسمت آخر:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط