همچو خورشید به عالم نظری ما را بس
همچو خورشید به عالم نظری ما را بس
نفس گرم و دل پر شرری ما را بس
خنده در گلشن گیتی به گل ارزانی باد
همچو شبنم به جهان ، چشم تری ما را بس
گرچه دانم که میسر نشود روز وصال
در شب هجر ، امید سحری ما را بس
اگراز دیده کوته نظران افتادیم !
نیست غم ، صحبت صاحب نظری ما را بس
درجهانی که نباشد زکسی نام و نشان
قدسی از گفته شیوا ، اثری ما را بس .
" شاعر : قدسی مشهدی "
نفس گرم و دل پر شرری ما را بس
خنده در گلشن گیتی به گل ارزانی باد
همچو شبنم به جهان ، چشم تری ما را بس
گرچه دانم که میسر نشود روز وصال
در شب هجر ، امید سحری ما را بس
اگراز دیده کوته نظران افتادیم !
نیست غم ، صحبت صاحب نظری ما را بس
درجهانی که نباشد زکسی نام و نشان
قدسی از گفته شیوا ، اثری ما را بس .
" شاعر : قدسی مشهدی "
- ۱.۹k
- ۲۰ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط