سناریو جوجوتسو کایزن
سلام گوگولیای من🐬🩵 حالتون چطوره؟
خبببب، اومدم یه اعتراف خیلی مهم بکنم: من یه انسان مریضمـ- چرا؟ چون دقیقاً وسط این همه سناریوی درخواستی که هنوز مونده و باید بنویسم، مغزم یهو گفت «بیا از جوجوتسو کایزن هم سناریو بذاریم» و منم مثل یک آدم کاملاً عاقل و منطقی گفتم: «آره چرا که نه؟»
در هر صورت تصمیم گرفتم به ندای (صدای؟) قلبم گوش بدم (مغزم:«گـ&ـوه نخور-). ولی خب ما کاری به مغز نداریم، چون قلب چیزهای قشنگتری میخواد (شاید؟). بستگی داره از چه زاویهای نگاه کنیم.
خلاصه، از بین سناریوهای JJK، دو تا ایده هست که خیلییییی دوست دارم روشون کار کنم: یکی سناریوی چند پارتی از توجی، یکی هم از سوکونا. و طبق روال همیشگی، شخصیت اصلی قراره پسر باشه. بله، دوبارهههههه. چون من همینم و تغییر هم قرار نیست بکنم
برای توجی، تقریباً حال و هوای داستان توی ذهنم هست. حتی میدونم که به احتمال خیلی زیاد شخصیت اصلی رو میکشم، چون چرا که نه؟ دلم میخواد غمگین باشه. خط زمانیش هم احتمالاً مال فصل دوم جوجوتسو کایزن میشه، همون زمانی که گوجو و گتو هنوز نوجوون بودن. (فکر کنم نوجوون بودن دیگه، درسته؟ من حافظهم واقعاً تعطیله، پس لطفاً خیلی قضاوتم نکنید😭)
اماااا داستان سوکونا... دلم میخواد این سناریو توی خط زمانی یوجی، مگومی و نوبارا باشه، که هم فضا برام آشناتر باشه، هم بتونم شخصیت اصلی رو با کلی کاراکتر مختلف شیپ کنم. مثلاً با گوجو، چوسو، ماهیتو، نانامی و بقیه. که خب این خودش خیلی پتانسیل جذاب داره، ولی مشکل اینجاست که هیچ داستان مشخصی براش به ذهنم نمیرسه.
در کل، اومدم این بحران فکری رو باهاتون شریک بشم چون حس کردم شاید گفتنش حالمو بهتر کنه. و البته واقعاً مرسی بابت تمام حمایتهاتون💖🌕
قربون همتون برم، بای بایی♥️🍷
¸„.-•~¹°”ˆ˜¨ 🎀 (◍•ᴗ•◍)✧*。 🎀 ¨˜ˆ”°¹~•-.„¸
#جوجوتسو_کایزن #گوجو #گوجو_ساتورو #سوکونا #مگومی #توجی #نانامی #ایتادوری #ماهیتو #چوسو #گتو #زنین #انیمه #وانشات #فن_فیک #سناریو #سناریو_انیمه #وانشات_انیمه #توکیو_ریونجرز #شیطان_کش #اتک_ان_تایتان
,-*'^'~*-.,_,.-*~ 🎀 𝒱𝒾𝒸𝓉🍪𝓇 🎀 ~*-.,_,.-*~'^'*-,
سلام گوگولیای من🐬🩵 حالتون چطوره؟
خبببب، اومدم یه اعتراف خیلی مهم بکنم: من یه انسان مریضمـ- چرا؟ چون دقیقاً وسط این همه سناریوی درخواستی که هنوز مونده و باید بنویسم، مغزم یهو گفت «بیا از جوجوتسو کایزن هم سناریو بذاریم» و منم مثل یک آدم کاملاً عاقل و منطقی گفتم: «آره چرا که نه؟»
در هر صورت تصمیم گرفتم به ندای (صدای؟) قلبم گوش بدم (مغزم:«گـ&ـوه نخور-). ولی خب ما کاری به مغز نداریم، چون قلب چیزهای قشنگتری میخواد (شاید؟). بستگی داره از چه زاویهای نگاه کنیم.
خلاصه، از بین سناریوهای JJK، دو تا ایده هست که خیلییییی دوست دارم روشون کار کنم: یکی سناریوی چند پارتی از توجی، یکی هم از سوکونا. و طبق روال همیشگی، شخصیت اصلی قراره پسر باشه. بله، دوبارهههههه. چون من همینم و تغییر هم قرار نیست بکنم
برای توجی، تقریباً حال و هوای داستان توی ذهنم هست. حتی میدونم که به احتمال خیلی زیاد شخصیت اصلی رو میکشم، چون چرا که نه؟ دلم میخواد غمگین باشه. خط زمانیش هم احتمالاً مال فصل دوم جوجوتسو کایزن میشه، همون زمانی که گوجو و گتو هنوز نوجوون بودن. (فکر کنم نوجوون بودن دیگه، درسته؟ من حافظهم واقعاً تعطیله، پس لطفاً خیلی قضاوتم نکنید😭)
اماااا داستان سوکونا... دلم میخواد این سناریو توی خط زمانی یوجی، مگومی و نوبارا باشه، که هم فضا برام آشناتر باشه، هم بتونم شخصیت اصلی رو با کلی کاراکتر مختلف شیپ کنم. مثلاً با گوجو، چوسو، ماهیتو، نانامی و بقیه. که خب این خودش خیلی پتانسیل جذاب داره، ولی مشکل اینجاست که هیچ داستان مشخصی براش به ذهنم نمیرسه.
در کل، اومدم این بحران فکری رو باهاتون شریک بشم چون حس کردم شاید گفتنش حالمو بهتر کنه. و البته واقعاً مرسی بابت تمام حمایتهاتون💖🌕
قربون همتون برم، بای بایی♥️🍷
¸„.-•~¹°”ˆ˜¨ 🎀 (◍•ᴗ•◍)✧*。 🎀 ¨˜ˆ”°¹~•-.„¸
#جوجوتسو_کایزن #گوجو #گوجو_ساتورو #سوکونا #مگومی #توجی #نانامی #ایتادوری #ماهیتو #چوسو #گتو #زنین #انیمه #وانشات #فن_فیک #سناریو #سناریو_انیمه #وانشات_انیمه #توکیو_ریونجرز #شیطان_کش #اتک_ان_تایتان
,-*'^'~*-.,_,.-*~ 🎀 𝒱𝒾𝒸𝓉🍪𝓇 🎀 ~*-.,_,.-*~'^'*-,
- ۷.۱k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط