{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو من در همه شهر غریبم

بی تو من در همه شهر غریبم
بی تو، کس نشنود ازاین دل بشکسته صدائی
بر نخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی
تو همه بود و نبودی
تو همه شعر و سرودی
چه گریزی ز بر من
که ز کوی‌ات نگریزم
گر بمیرم ز غم دل
به تو هرگز نستیزم
من و یک لحظه جدایی؟
نتوانم، نتوانم
بی تو من زنده نمانم
دیدگاه ها (۳۹)

از بس شبیه شمع چکیدم دلم گرفت...از بس دویدم و نرسیدم دلم گرف...

سگ نگاه خنده داری به گرگ کرد و گفت،،، آهویت را ربودم،،،آیا ب...

روزی مجنون از روی سجاده ی شخصی که در حال نماز بود عبور کردمر...

جه قانون نا عادلانه ای! برای شروع یک رابطه هردو طرف...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

بی تو من در همه شهر غریبمبی تو، کس نشنود ازاین دل بشکسته صدا...

بی تو من در همه شهر غریبمبی تو، کس نشنود ازاین دل بشکسته صدا...

بی تو من در همه شهر غریبمبی تو، کس نشنود ازاین دل بشکسته صدا...

بی تو من در همه شهر غریبمبی تو، کس نشنود ازاین دل بشکسته صدا...

بی تو من در همه شهر غریبمبی تو، کس نشنود ازاین دل بشکسته صدا...

بی تو من در همه شهر غریبمبی تو، کس نشنود ازاین دل بشکسته صدا...

بی تو درهمهٔ شهر غریبمبی توکس نشنود از این دل بشکسته صداییبر...

بی تو کس نشود از این دل بشکسته صداییبرنخیزد دگر از مرغک پربس...

تو همه بود و نبودی تو همه شعر و سرودی چه گریزی ز بر من که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط