📌 #طرح_مهدوی

📌 #طرح_مهدوی

▪ ️کاش هرچه زودتر بفهمیم آنچه که شیعیان مدینه نفهمیدند:
اینکه حضرت زهرا در روزهای پایانی عمر شریفش، برای دوری از پدری چون رسول الله، برای درد پهلوی شکسته؛ و حتی برای محسن از دست رفته اش گریه نمی‌کرد.

▫ ️زهرای مرضیه بر این گریه می‌کرد که با اینکه برای اتمام حجت بر شیعه با تمام وجود به دفاع از امامش برخواست، اما مردم بی بصیرت مدینه در دفاع از ولایت با او همراهی نکردند.

▪ ️حضرت زهرا گریه می‌کرد چرا که می دانست تا شیعه نخواهد، امامش در غربت و مظلومیت خواهد بود.

▫ ️مادرمان زهرا نه از آتش در، که از دیدن دست های بسته امام زمان خود سوخت.

▪ ️مادر جان ما را ببخش که سال های سال است به تماشای دست های بسته امام زمانمان، در زندان غیبت نشسته ایم. ما را ببخش و با همان دست شکسته برایمان دعا کن که برای یار او شدن، سخت محتاج دعای مادرانه شماییم...

🔘 شهادت #حضرت_زهرا سلام الله علیها را به محضر امام زمان و شما عزیزان تسلیت میگوییم.

#شهادت_مادر_افسانه_نیست
#شهادت_حضرت_زهرا_س
#خانه_حضرت_زهرا_س
#خانه_حضرت_علی_ع
#خانه_پیامبر
#پیامبر
#جسارت_به_مادر
#شبهات_فاطمیه
#شبهات_فاطمی
#وهابیت
#وهابی
#فدک
#سقیفه
#حرمت_مادر
#پهلوی_مادر
#مادر
دیدگاه ها (۱)

مادر جان…چه غریبانه از این دنیا رفتی،چه مظلومانه دردهایت را ...

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش پایانی)

🎞🌹 برترین عمل نیابتی؛ به یاد مادر خوبی‌ها حضرت زهرا (سلام‌ال...

ما را نبی قبیلهٔ سلمان خطاب کرد🏴🕌🏴🕌🏴🕌🏴🕌🏴ما از اَلَست طایفه ا...

نقش عبدالعظیم حسنی علیهالسلام در حفظ شیعه

خسف | قصه سی و یکم: میراث رضا (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و هفتم: امام باقر (ع) (بخش اول)

قصه سی و ششم: نرجس خاتون بخش اول

خسف | قصه سی و چهارم: امام عسکری (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط