{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من آن بیدم که مجنون است؛

من آن بیدم که مجنون است؛
کنار برکه ی آبی،به دور از هر هیاهویی
و در یک بازی زیبا،شده عاشق به یک ماهی
و وقتی که نگار یار،به روی آب میبیند
ز شوق دیدن معشوقه ی زیبا
تمام شاخسارش را
پریشان میکند یکجا،به مثل عاشقی شیدا
و در وقت نسیم صبح،
چنان رقصی کند برپا،هزاران شاخه ی زیبا
برای ماهی دریا
و میریزد به روی آب،تمام برگ هایش را
که تا گوید به آن ماهی
که ای معشوقه ی زیبا
فدایت میکنم یکجا،تمام ثروت خود را!
و من آن بید مجنونم
که عاشق گشته بر ماهی
و آن ماهی برای من
تویی ای یار مه سیما.
دیدگاه ها (۲)

عاشـــــــقم من عـــــــاشق روی حسینعازمم مــــــــن عازم کـ...

عاشـــــــقم من عـــــــاشق روی حسینعازمم مــــــــن عازم کـ...

و به این پنجره خورشید طلوع خواهد کردبوته ی خاطر آن یار، گلی ...

وقتی یک نفر را کنارِ خودت داشته باشی عاشق ترین آدم می شوی ! ...

.وقتی یک نفر را کنارِ خودت داشته باشی عاشق ترین آدم می شوی !...

وقتی یک نفر را کنارِ خودت داشته باشی عاشق ترین آدم می شوی !ش...

و به این پنجره خورشید طلوع خواهد کرد بوته ی خاطر آن یار، گلی...

نوای قطرات روی چتر،موسیقی خنده‌ی کودک،آوازخوانی مرغکی عاشق،چ...

تو هم شبیه منی، ناگزیری و ناچارکه درد می کشی از روزهای بالاج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط