{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دود از دلم برآمد، دادی بده دلم را

دود از دلم برآمد، دادی بده دلم را
در بر رخم چه بندی؟ بگشای مشکلم را

پایم به گل فروشد، تا چند سر کشیدن؟
دستی بزن برآور این پای در گلم را

دستم چو شد حمایل در گردن خیالت
پنهان کن از رقیبان دست حمایلم را

بردند پیش قاضی از قتل من حکایت
او نیز داد رخصت، چون دید قاتلم را

جز مهر خود نبینی در استخوان و مغزم
گر زانکه بر گشایی یک یک مفاصلم را

وقتی که مرده باشم، گر مهر مینمایی
بر آستان خود نه تابوت و محملم را

تا نقش مهر خویشم بر لوح دل نوشتی
یکسر به باد دادی تحصیل و حاصلم را

عیبم کنند یاران در عشقت ای پریرخ
دیوانه ساز بر خود یاران عاقلم را

از غل و بند مجنون دیگر سخن نگفتی
گر اوحدی بدیدی قید و سلاسلم را


اوحدی
دیدگاه ها (۷)

✿ غزل ✿ دود از دلم برآمد، دادی بده دلم را در بر رخم چه بندی...

┄┅✿꧁✰❥❥✰꧂✿┅دود از دلم برآمد، دادی بده دلم رادر بر رخم چه بند...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«سِفرِ حَدّ: الهی‌نامه‌یِ بهرام محمدی»۲۴. مهندسیِ انتخاب: خا...

تاتامی کراسفیت

♨️پیشروی نیروهای مسلح یمن در تعز🔹️ تسلط بر ارتفاعات «الراسن»...

♨️موج حملات دموکرات‌های آمریکا به جنگ‌افروزی ترامپ علیه ایرا...

♨️ایهود باراک: نتانیاهو به‌دنبال به تعویق انداختن انتخابات ا...

♨️ترامپ تروریسم اقتصادی علیه ایران را «دیوار فولادی» نامید🔹 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط