تو را چه بنامم؟

تو را چه بنامم؟
تا دریچه را
رو به باغی بگشاید
که صدای پرپر شدنش
به زمزمه­ های تو
در عصرهای دلتنگی می­ ماند
دیدگاه ها (۱)

وقتی میای، صدای پاتاز همه‌ی جاده‌ها میاد…انگار دلتنگی، راه ر...

دلتنگی‌های آدمی راباد ترانه‌ای می‌خواند،رویاهایش راآسمان پرس...

قهوه رسیدباران آمدرهگذران اماشبیه تو نبودند...هرچه از دلتنگی...

پاییز که می‌رسد، انگار دنیا دوباره آرام‌تر نفس می‌کشد… 🍂هوا ...

تف تو ذات آن دختر و زنو آن خانواده ای کهبا نسل این می خواد م...

🍂☕️ عصرهای دنجِ خونه…نورِ طلایی آفتاب که از پنجره می‌تابه، ع...

🎵🎶 همہ ے دنیا را دور زدم اما  #صبح بخیرهایت دو بارہ مرا بہ س...

شب قضیہ اش فرق مے ڪندشب‌ها زیر سقف خانہ هاے شهرنہ اثرے از تظ...

کاش می‌شد دلتنگی رو دست گرفت، فرستاد براش… 🥀کاش یک شب، بی‌هو...

کاشکی تاریکی می‌رفت فردا می‌شد صبح می‌شد چشمون تو پیدا می‌شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط