{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خودش رو پرت کرد و روی ماشین ها افتاد.

خودش رو پرت کرد و روی ماشین ها افتاد.
مردم به امبولانس زنگ زدن و امبولانس امد و به بیمارستان بردن و پدرو مادر چابی ( پدر) امدند و خیلی نگران بودند.
دکتر امد و گفت عمل تموم شد و خیلی خوب پیش رفت.
مامانش اوه کشید و گفت خدارو شکر.
پدر چشمانش برق زد.
و برای دیدن او رفتن مادرش گفت خوبی پسرم.؟
پدرش پرسید که زن و بچه هات کجا هستند؟؟
پ پد پدر اونا مردن ( با گریه گفت)
پدر و مادرش پرسیدند چطوری مردن ب بگو زود باش.
پ پدر اونا تو جنگل تاریکی.....
( تریف کرد)
دیدگاه ها (۰)

بعد حال مادرش خیلی بد شد و بستریش کردن. چابی ( پدر) گفت بخو...

پارت (اخر) ( با ناراحتی گفت) پدرش وقتی که از اتاق به بیرون ا...

نتونستن اورا بکشن. چابی (پدر) دباره دوید و دید که یواش یواش...

به ۸٠ تاد تایی رسیدنمون مبارک🫰🫰🫰🫰🎂🎂🎉🎉🎉🎊🎊🎊🎊از همتون ممنونم عش...

ℋℯ𝒾𝓇 ℴ𝒻 𝒹𝒶𝓇𝓀𝓃ℯ𝓈𝓈.Part:¹" شاهزاده. شاهزاده بیدار شوید پدرتان ...

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏𝐏𝐚𝐫𝐭:101به سمت دفترچه‌اش رفت.روی دفترچه ...

my shy boy

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط