خودش رو پرت کرد و روی ماشین ها افتاد.
خودش رو پرت کرد و روی ماشین ها افتاد.
مردم به امبولانس زنگ زدن و امبولانس امد و به بیمارستان بردن و پدرو مادر چابی ( پدر) امدند و خیلی نگران بودند.
دکتر امد و گفت عمل تموم شد و خیلی خوب پیش رفت.
مامانش اوه کشید و گفت خدارو شکر.
پدر چشمانش برق زد.
و برای دیدن او رفتن مادرش گفت خوبی پسرم.؟
پدرش پرسید که زن و بچه هات کجا هستند؟؟
پ پد پدر اونا مردن ( با گریه گفت)
پدر و مادرش پرسیدند چطوری مردن ب بگو زود باش.
پ پدر اونا تو جنگل تاریکی.....
( تریف کرد)
مردم به امبولانس زنگ زدن و امبولانس امد و به بیمارستان بردن و پدرو مادر چابی ( پدر) امدند و خیلی نگران بودند.
دکتر امد و گفت عمل تموم شد و خیلی خوب پیش رفت.
مامانش اوه کشید و گفت خدارو شکر.
پدر چشمانش برق زد.
و برای دیدن او رفتن مادرش گفت خوبی پسرم.؟
پدرش پرسید که زن و بچه هات کجا هستند؟؟
پ پد پدر اونا مردن ( با گریه گفت)
پدر و مادرش پرسیدند چطوری مردن ب بگو زود باش.
پ پدر اونا تو جنگل تاریکی.....
( تریف کرد)
- ۴.۶k
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط