گویند مرا که دوزخی باشد مست

گویند مرا که دوزخی باشد مست
قولیست خلاف دل در آن نتوان بست
گر عاشق و میخواره بدوزخ باشند
فردا بینی بهشت همچون کف دست
دیدگاه ها (۱)

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

آهوانه در پی صیاد خود دامم هنوزباز در آغوش مهرت همچنان رامم ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

وقتی دل سودایی، می‌رفت به بُستان‌هابی‌خویشتنم کردی، بوی گُل ...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

attar-050615

وقتی لب تو خنده زد

رفته از کف بعد پیغمبر توانم یا علی خسته ام این روز ها، آرام ...

افتاده در چشم تو صاف

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط