عشق میان ما پارت۸

لیسام:خب کسیه که منو عاشق خودش کرده
من:اون از تو خیلی بزرگ تره مطمعنی دوست داره
نامجون:چی دارم میبینم اون اون وی یه
وی:اره خودمم رپ مانستر میبینم که زن داری و به اعضای بی تی اسم چیزی نگفتی ما رو فراموش كردی
نامجون:خبب ، من حرفشو قطع میکنم و میگم: خب اون وقت نکرد که بیاد و به اعضا چیزی بگه قرار شده بود که منو نامی باهم یه جشن بگیریم و اعضا رو دعوت کنیم که شما رو دیدیم که از خواهرم لیسا خوشتون امد
نامجون : وی نمی تونه بااون باشه اون بیست سالشه ولی وی سی و پنج سالشه
من:نامجون یه لحظه، خب تو واقعا دوسش داری
وی:اره معلومه که دوسش دارم
نامجون:پس خودتو بکش
من:نه این چه کاریه نامجون به هیچ وجه دیگه از این روش استفاده نمیکنی
وگرنه قهر میکنم میرم
نامجون:باشه (با حالت کیوت)
من:نامجون بنظر من میتونن باهم باشن
نامجون:خب ، ولی تهیونگ تو میتونی لیسا رو خوشتبخت کنی این و از طرف مادر لیسا میگم
وی:اره ولی اگه شما لیسا رو به من ندید میدزدمش
من:خب کیم تهیونگ تو قول دادی و باید بهش عمل کنی الانم اخرین روز دانشگاهه ومیتونین بعد دانشگاه لیسا برین خوش گزرونی
لیسا:ممنونم خواهر جیسو
وی(کیم تهیونگ) :ممنونم خانم جیسو
بعدمیبینیم که جنی داره میاد سمتم
جنی :خواهر من از یه نفر که تو دانشگاه دیدم خوشم امده امدم بهت معرفیش کنم
دیدگاه ها (۰)

بچها این دوستم رو میشناسید دیگه؟ توی خیلی از پست ها و استوری...

بیوگرافی

دیدار باتو معرفی رمان

پارت ۵۰

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

درخواستی : وقتی بهت خیانت کرد

#میکاپ_آرتیست_من

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۶۷ویو راوی بعد از...

crazy spies | P³( فردا )-یارو ک اصن نگفت ماموریت چیع-والا-یو...

From Enmity to Love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط