{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد فرزندان جانباز...

درد فرزندان جانباز...
تاولهای بابا :ب
ابای شیمیایی،
چه کسی معنی تاول را درک میکند؟؟؟!!!

گوش کنید به درد دلش که چه می گوید این فرزند جانباز: شبها تا صبح را کنار تخت بابا می نشستم تا اکسیژنش را چک کنم.بارها به صورتش نگاه میکردم تا ببینم نفس میکشد؟ تمام طراوت جوانیم را صرف سرفه ها و نفسهای بریده و خس خس بابا کردم.چه شبها که نخوابیدم چون بابا نمیخوابید.
وای وقتی که تاولها بیرون میزد.وای از وقتی که تاولهای بابا خونی و عفونی میشد.وای از وقتی که بابا سرفه های خونی میکرد.وای از وقتی که جسم بابا را با جسم دخترانه خود به دوش میکشیدم.من زیر بغل بابا را میگرفتم زیر بغل مردی را که زیر بغل ایران را گرفت.در حالی بابا به کمک دخترش محتاج بود که کسی کمکش نکرد.مردی که روزی شانه های ستبرش ایران را به دوش می کشید.اما بابا بعد از جنگ به هر کمکی نیاز داشت.
سلامتی جانبازان عزیز صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

❇ اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ الفَرَج ❇

@jtv8482z" target="_blank">http://line.naver.jp/ti/p/~@jtv8482z
دیدگاه ها (۹)

دختری که از سرنوشت فرار کرد ۱۲

*teakook*

#تکپارتیموضوع:(وقتی مست می‌کنه)خیلی نگرانم شدی؟بنگچان/ا.تاون...

Part "71"☆ویو هانا☆از شدت تعجب و حس تنفری که از حرف‌های ماری...

bts

سایه‌های کلاغپارت سی‌وچهارم | گلوله‌ای برای عشقشلیک!زمان انگ...

ستاره ای در میان تاریکی فصل ۱پارت ۴۶🌌هیچ‌کس دیگر کوسه‌اش را ...

ابلیس

حتماً حتماً حتماً بخونید خواهشاً.هر عقیده و تفکری هم داشته ب...

‍ به احترام رنج بی پایان و جانفرسای #جانبازان_شیمیایی #انتشا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط