ویو ته

ویو ته
ته: خب بگیر بخواب
با دستام گرفتمشو خوابوندم
ولی غر غر زنان دوباره با دستو پا پاشد
تهیونگ: میگم‌بخواب
دویپباره خوابوندم‌که پا شد
و شروع کرد گریه
جیا: نی(گریه.ن ن ن( گریهه
کوک: پس چیکارت کنیممم
شروع کرد دست زدن و خنده
تهیونگ: این یعنی چی
کوک: حوصلش سر رفته خانم تا الان خواب بودا الان‌نمیزاره بخوابیم
جیان: (خنده و دست زدن
تهیونگ: باش بازی کنیم
کوک: اوم
جیارو رو از زیر بقلاش گرفتم بلند کردم میتونست یکمی راه بره ولی تخت نرم بود تعادلشو از دس میدادو میوفتاد
وقتیم میوفتاد میخندید
کوک: دختره خول
خلاصه : اون شب بازی کردن باش گزشت که حدود ساعت ۶ صبح تهیونگ کوک رو تخت بیهوش شدن جیا هم دید اینا خوابن دراز کشیدو خوابش برد
پرش ب کلاس اوللل )
ویو جیا
شب قبل مدرسه بودو خیلی حیجان داشتم وسایل مدرسمو نرتب کرده بودم که صبح شه برم و منتظر تهیونگگ و کوک بودم ولی خبری ازشون نشددد
رو کاناپه پذیرایی منتطر بودم ولی نیوند که نا امیدانه ب اتاقم رفتمو خوابیدم
توقعه داشتم صبح با صدای کوک یا تهیونگ بیدار شدم ولی ن هیچکدوم نبودن
دیدگاه ها (۴)

پارت ۵۴🌅 ویو آتکم‌کم هوا تاریک‌تر شد و ساحل خلوت‌تر شد. وسای...

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

پارت ۴عشق یا حسرتجونگ کوک:سوار شین توضیح میدم ویو کوک میدونس...

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵³ویو: اترسیدیم به عمارت.همین که د...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "44""ویو پارک آنجلینا"صبح ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی از سربازی برمیگرده ...⛓️‍💥☘️ ╰┈➤ 𝑷...

مافیای مغرور من

ویو جیا جیا: اره ب لطفف ایننن که چیییی( عصبی ته: درسته عصبی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط